عکس: نژاد پرستی کودکان

عکس: نژاد پرستی کودکان

حکایت دارا و ندار

حکایت دارا و ندار

می خواهم در مورد چیزی بنویسم که همه ان را چرک کف دست می خوانند و مدعی هستند برایشانبی ارزش است.وملاک نیست .

ولی واقعیت دنیا چیزی دیگریست.

در طول تاریخ انسانها وملت های زیادی هویت و شرافت خود را به این چرک کف دست فروخته اند.

یاد صحبت ان پیرمردی افتادم که گفت پسرم سر امام حسین (ع)را هم سکه های طلای ال کفر برید.

اری پول و  قدرت و احترام و اعتباری که به دنبالش بدست می اید امروز دلارهای کمپانی های امریکا و اسراءیل است که کسی در برابر جنایاتشان در غزه ،افغانستان و عراق و...عکس العمل نشان نمی دهد.دلارهای نفتی عربستان است  که مردم بحرین در کشور خود قتل عام می شود اری امروز امتیاز میزبانی جام جهانی را هم به پول می فروشند

البته بگذریم از اینکه شرافت وکرامت انسانی را هم به پول فروخته ایم.

کمی از تاریخ و سیاست که فاصله بگیریم به زندگی روزانه و دنیای که خود ساخته ایم و در ان زندگی  می کنیم میرسیم

دنیایی که دو رو دارد همان  حکایت دارا و ندار ،دنیای که در ان دارا ها فقط بواسطه ی پولشان مورد عزت و احترام هستتند فرزندانشان براحتی به خواسته هایشان می رسند و از زندگی لذت می برند.

می توانند  فوتبالیست خوبی شونداز انواع کلاسهای اموزشی بهره مند شوند بدون دغدغه تحصیل کنندو مزایای دیگری که همه می دانیم مخصوصا که

می توانند وام های میلیاردی بگیرندو...

ولی اگر قسمت کسی آن روی سکه یعنی نداری شد .

انوقت است که حتی از سوپری سر کوچه هم کم محلی می بینی به سختی می توانی تحصیل کنی ، همیشه اجاره نشین و در به در می شوی..پدر همیشه در برابر خانواده شرمسار است و باید به هر سازی برقصد تا بتواند کار کند بدان امید که فقط فرزندانش  را به مدرسه بفرستد . برای مبلغ ناچیزی وام غرورت له شود و از هفت رستم بگذری و...

آنوقت است که حتی نمی توانی عاشق شوی

از وبلاگ

http://aziz-aghebati2010.blogfa.com/

افزایش روسپیگری در عراق؛ دختران باکره 5 هزار دلار فروخته می‌شوند

افزایش روسپیگری در عراق؛ دختران باکره 5 هزار دلار فروخته می‌شوند
دلالان زنان، دختران باکره به مبلغ 5000 دلارفروخته و به شمال عراق، سوریه و امارات متحده عربی قاچاق می‌کنند.
گزارش‌ها نشان می‌دهد که تجارت زنان و استفاده‌های جنسی از دختران عراقی در پی تجاوز امریکا به این کشور افزایش یافته است. 

«ربکا مورای» در مقاله‌ای که 27 آگوست در خبرگزاری "اینترپرس سرویس" منتشر شده است، بیان می‌کند که چگونه روسپی‌گری و دلالان زنان طی دوران پس از اشغال نظامی نیروهای امریکایی در سال 2003 رواج یافته است.

طی هشت سال گذشته این کشور شاهد خشونت پیوسته و حملات تروریستی مرگبار بوده که موجب آسیب دیدن "موسسات ملی، فقیر شدن مردم و جدایی خانواده‌ها و محله‌ها" شده است.

مورای در این مقاله به نقل از بیانیه عفو بین‌الملل می‌گوید: "جنگ‌ها و کشمکش‌ها همواره در هر جایی موجب افزایش سطح بالای خشونت نفرت‌انگیز علیه زنان و دختران هستند."

این مقاله همچنین به بیان داستان "رانیا" می‌پردازد که در شانزده سالگی توسط افسران ارتش صدام، دیکتاتور اعدام شده عراق، در جریان سرکوب وحشیانه شیعیان عراقی در جنوب این کشور در سال 1991 مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. رانیای طرد شده به بغداد فرار می‌کند در نهایت به دام دلالان خانه فساد می‌افتد.

او می‌گوید که دلالان زنان، دختران باکره به مبلغ 5000 دلارفروخته و به شمال عراق، سوریه و امارات متحده عربی قاچاق می‌کنند.

رانیا پس از این که شش سال پیش به اتهام همکاری با تروریست‌ها توسط نیروهای امریکایی بازداشت و به بازداشتگاه "القادمیه" بغداد منتقل می‌شود. پس از مدتی یک سازمان کمک به زنان با وی تماس برقرار کرده و خواهان همکاری می‌شود. رانیا برای این سازمان شروع به کار می‌کند و مخفیانه با خانه‌های فساد ارتباط برقرار کرده و اطلاعات مربوط به خانه‌های فساد را در اختیار این سازمان قرار می‌دهد.

رانیا و دو دختر دیگر در یکی از یافته‌های دلخراش‌شان خانه‌ای را در منطقه "الجیهاد" بغداد کشف کردند که دختران شانزده ساله در آن منحصرا در اختیار پرسنل نظامی امریکا قرار می‌گرفتند.

مالک این روسپی‌خانه به رانیا گفته است که یک مترجم عراقی کارمند امریکایی‌ها به عنوان دلال عمل کرده و این دختران را به یک پایگاه هوایی امریکایی برده و آن‎ها را از آن‎جا به این خانه بازمی‌گرداند.

آنطور که پرس‌تی‌وی گزارش داده، عراق پیش از آغاز جنگ خلیج فارس در سال 1991 یکی از کشورهایی بود که بیشترین میزان زنان باسواد در خاورمیانه را داشت و بیشتر زنان این کشور در مشاغل حرفه‌ای مانند پزشکی و آموزش مشغول به کار می‌شدند.

طبق گزارش سال گذشته "سازمان کمک‌رسانی کلیسای نروژ"، "جنگ امریکا و هرج و مرجی که ایجاد کرد" نسبت به عوامل دیگر تاثیر بیشتری در افزایش روسپی‌گری در عراق داشته است. منبع: 24 آنلاين
در ادامه مطلب به خواندن ادامه دهید...
ادامه نوشته

دختر 5 ساله‌ای که کارگـر ساختمان است

كدخبر: ۴۱۰۵۰
تاريخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۲
دختر 5 ساله‌ای که کارگـر ساختمان است
دنیای اقتصاد: به علت فقر مالی اين دختر بچه روزانه 8 ساعت به همراه پدرش در ساختمان‌های در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت می‌کند.

پدر این دختر بچه –یگانه – می‌گوید: چون کسي را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن 6 ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.

او می‌گوید: در مامازن یک اتاق اجاره کرده که ماهانه 100 هزار تومان اجاره می‌دهد.

پدر یگانه می‌گوید: به دليل اينکه يگانه را روزها سر ساختمان مي‌آورم، او نيز پا به پاي من کار مي‌کند و فعاليت‌هاي سبکي همچون حمل‌ کيسه‌هاي مصالح ساختماني را انجام مي‌دهد. او می‌گوید: یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.

این کارگر کوچک ساختمانی امیدوار است که مسوولان و شرکت‌های ساختمانی برای استخدام پدرش به عنوان یک سرایدار از خانواده‌اش حمايت مالي کنند.

متن زیرگفت‌وگو با این کودک 5 ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.

یگانه! چرا اینجا کار می‌کنی؟
پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.

خانه‌تان کجاست؟
خیلی دور است ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.

چرا پیش مادربزرگ یا خاله‌ات نمی‌روی؟
مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.

چه درخواستي از مسوولان داري؟
پدرم نمی‌تواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداريم. هیچ‌ کس کمکمان نمی‌کند. پدرم می‌گوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگی‌مان خوب می‌شود.