محصولات چین و ماچین نفس همه را گرفته است

محصولات چین و ماچین نفس همه را گرفته است
حضور محصولات چینی در کهنه بازار فروش لوازم خیاطی و تجهیزات عروسی، مرگ رونق این بخش تجاری شهر را نیز رقم زده است

کوچه رفاهی را می‌توان یکی از محله‌های قدیمی فروش لوازم خیاط‌ی دانست و خرازها را قدیمی‌ترین کسبه‌های این کوی تجاری عنوان کرد. این مرکز قدیمی خرید که بافروش دکمه و لوازم تزیینی لباس، کارخود را شروع کرده امروز به سمت مزون لباس‌های عروس و خنجه عقد پیش می‌رود؛ اما هنوز میان تمام مغازه‌های مدرن فروش لباس هستند کسبه‌هایی که کسب قدیم خودرا حفظ کرده‌اند. اینان مانند سایر مشاغل نیز از دست پخت چشم بادمی‌ها در امان نمانده و دل پردردی ازدستاوردهای بی‌کیفیت این مشرقی‌ها دارند.حضور کالاهای چینی امرار معاش را برای آنان سخت و نابسامانی‌های تجاری زیادی را ایجاد کرده است.

کوچه رابشناسیم
کوچه رفاهی ازنیم قرن پیش تا امروز روال مغازه‌هایش راحفظ کرده وبورس تور، دکمه، زیپ، لوازم خیاطی وگلدوزی، لایی چسب و...بوده وامروزه به سوی اسباب سفره عقد، تاج گل و لباس عروس پیش می‌رود. یک سررفاهی به چهارراه مخبرالدوله وسردیگرش به لاله زار می‌رسد. گفته شده رفاهی نام یکی ازمالکان قدیمی زمین‌های این کوچه بوده است واین نشان از قدمت کوچه دارد.

امروز در این بخش از شهر مغازه‌هایی که درگذشته مرکز خرید بزازها بوده و رفته رفته با حضور لباس‌های آماده، جای خود را به تجهزات لباس عروس و خنچه عقد سپرده‌اند وجود دارند.

جنس چینی و بیماری پوستی
مدتی است به دلیل بی‌کیفیت بودن محصولات چینی رایج شده در این مرکز اقتصادی و استفاده از مواد اولیه بی‌کیفیت، فروشنده‌ها با مشکلات پوستی دسته و پنجه نرم می‌کنند.

پیرمردی که 30سال در این صنف فعالیت دارد درباره اوضاع خرازی‌های این خیابان قدیمی می‌گوید: 90 درصد جنس‌های مغازه‌ام چینی است. اصلا این روزها همه چیز در انحصار چین شده و آن‌ها حتی به نخ و سوزن هم رحم نکرده‌اند. آن‌ها همه حریف‌ها را از میدان به در کرده‌اند.

"محموداکبری" آثاراگزمای پوستی کف دستاتش را نشان می‌دهد و می‌افزاید: به داروخانه مراجعه کردم، دکتر گفت که باید به متخصص پوست مراجعه کنم؛ وقتی پیش پزشک رفتم از کسب و کارم پرسید و از توضیح‌های من به این نتیجه رسید که علت اگزمای پوستی‌ام تماس دست‌ها با اجناس چینی است.

وی بیان می‌کند: درگذشته دروازه ها بسته بود و هرجنسی وارد بازار نمی‌شد اما اکنون این چشم بادامی‌های تولیدکننده‌های ایرانی رابه ورشکستگی کشانده‌اند.

پیرمرد ادامه می‌دهد: وضع اقتصاد دراین صنف کساد است. اکثرهمکاران من، خرازی را تعطیل کرده و بساط لباس عروس وخنچه عقد راه انداخته‌اند. اگر می‌بینید من هنوز خرازی دارم چون مغازه‌ام کوچک است؛ دو تالباس بگذارم مشتری باید برود بیرون بایستد و ناچارم به شغل خودم ادامه دهم.

15 درصد مالیات بر مالیات
به تازگی اتفاق جالبی نیز افتاده است، این فروشنده می‌گوید: چندی پیش برگه مالیاتی به دست من رسید و براساس آن باید یک میلیون و 200 هزار تومان مالیات پرداخت می‌کردم، بعد از آن نیز ابلاغیه‌ای صادر کردند که باید 15 درصد از مبلغ اولیه را به کل مبلغ اضافه می‌کردم و با این وجود مبلغ قابل پرداخت یک میلیون و 380 هزار تومان اعلام شد. وضع بازار به قدری کساد است که این رقم فشار زیادی می‌آورد.

اوضاع زیاد هم بدنیست
یکی دیگر از مغازه دارهای این خیابان مرد جوانی است که اوضاع بازار را در مقایسه با سال‌های قبل کمی بد می‌داند اما در کل راضی به نظر می‌رسد و می‌گوید: 15سال است دراین صنف کار می‌کنم. پدرم خراز بود، من و برادرانم هم بااشتیاق کاراو را ادامه داده‌ایم، مغازه مال خودم است.

"ناصرزنجانی" ادامه می‌دهد: من خرده فروش هستم و 95 درصد مشتریانم خانم‌هایی هستند که در منزل خیاطی می‌کنند. با وجود آنکه جنس‌های چینی بخش زیادی از بازار را گرفته است اما کسب و کار من بد نیست و راضی‌ام. در مقایسه با گذشته تغییراتی هم هست و کمی درآمد کمتر شده اما اگر مالیات‌ها را زیادتر نکنند و بگذارند به شرایط کمی خو بگیریم می‌شود بقیه مشکلات را تحمل کرد.

البته وی نیز از ازدیاد اجناس چینی در بازار گله دارد و ادامه می‌دهد: در سال‌های اخیر80 درصد جنس‌های مغازه ها چینی است و 20 درصدآن ساخت مردم و سازنده‌های وطن است.این یعنی اینکه مردم به خرید جنس‌های ارزان قیمت و بی‌کیفیت چینی روی آروده‌اند اگر قدرت خرید پایین مردم را یکی از عوامل این امر بدانیم، ازدیاد کالاهای چینی دلیل دیگر آن است.

به هر صورت در سال‌های اخیر این خیابان که بورس خرازی‌های پایتخت است رونق سال‌های گذشته را ندارد و هجوم اجناس چینی به این بازار کوچک مردم را از به دست آوردن کالاهای با کیفیت ناامید کرده است!

حدود 50 سال است که کوچه رفاهی مرکز خرید و فروش خرازی‌هاست اما هجوم کالاهای چینی به این مرکز جانی برای پیشرفت باقی نگذاشته است.

همسری که جای مادر است رسیدن اختلاف سنی در ازدواج ها به 20 سال

همسری که جای مادر است
رسیدن اختلاف سنی در ازدواج ها به 20 سال
دلایل زیادی برای این وضع وجود دارد که بی مسئولیتی و بی پولی پسران جوان از یک طرف و افزایش تعداد دختران سن بالا در مقایسه با پسران در شرف ازدواج، ازعلت های آن عنوان شده است

وقتی در آمارهای رسمی کشور اعلام می شود که در سه ماه آغاز سال گذشته، 24 هزار و 967 پسر با دخترانی که یک تا 20 سال از خودشان بزرگتر بوده‌اند ازدواج کردند باید کمی نگران شد.
 
دلایل زیادی برای این وضع وجود دارد که بی مسئولیتی و بی پولی پسران جوان از یک طرف و افزایش تعداد دختران سن بالا در مقایسه با پسران در شرف ازدواج، ازعلت های آن عنوان شده است.

کبوتر با کبوتر
از گذشته های دورتا کنون ضرب المثل «کبوتر با "کبوتر باز با باز" ورد زبان ایرانیان است که یکی از
مصداق های بارز این مثل را می توان در ازدواج یافت. به عقیده یک رفتار شناس، برای یک ازدواج موفق، نبایدهیچ گونه اختلاف فاحشی میان دو نفر وجود داشته باشد، تصور اینکه ازدواج با فردی که از نظر مالی بسیار بالاتر باشد موجب خوشبختی است، تصوری اشتباه است. زیبایی بیشتر یکی از طرف‌های ازدواج نسبت به طرف دیگر نیز همین حکم را دارد، این مشکل درخصوص طبقه اجتماعی، فرهنگی و جایگاه خانوادگی نیز صدق
می کند.
به گفته پرفسور «حسین باهر» در یک ازدواج موفق باید به موقعیت سنی، مالی، فرهنگی، تحصیلات، جایگاه اجتماعی، خانوادگی، ظاهر و... توجه کرد، زیرا وجود اختلافات زیاد در این زمینه ها مشکلات عدیده ای در زندگی زناشویی ایجاد می‌کند.

سن ازدواج مدام قد می‌کشد
با همه ی بایدها و نباید هایی که در حوزه این امرمهم روی داده است،در سال‌های اخیر تغییراتی در هرم سنی ازدواج کشور ایجاد شده به طوری که افزایش سن ازدواج مشهود و سن دختران برای ازدواج بیشتر از پسران شده است. در حالی که ازدواج يكي از شاخص‌هاي ارزيابي ميزان سلامت و بهداشت جسمي و رواني افراد جامعه محسوب مي‌شود طبق آمار سازمان ثبت احوال کشور در سه ماه نخست سال گذشته از مجموع 224 هزار و 52 ازدواج در کشور، 24 هزار و 967 پسر با دخترانی که بین یک تا 20 سال از خود بزرگتر بوده‌اند ازدواج کرده‌اند در این آمار اختلاف 20 سال با 181 مورد به ثبت رسیده است.
باهر بر این باور است که نمی‌توان یک رای کلی برای این امر داد و این گونه ازدواج‌ها همیشه مشکل‌زا نیستند، به توصیه وی اگر قبل از این ازدواج‌ها با یک مشاور خانواده مشورت شود به طور حتم نتیجه بهتری به بار می آید.

ازدواج پسران بی پول با زنان مسن تر
اما «مجید ابهری» آسیب شناس افزایش آمار ازدواج پسران با دختران بزرگتر از خود را نگران کننده می داند و به «حمایت» می‌گوید: افزایش تورم و فرار از مسئولیت دو عامل مهم در گسترش این اتفاق است.
وی توانمندی مالی زنان، کمبود محبت مردان از سوی مادران خود، توانایی رفتاری و پختگی بیشتر زنان مسن تر و دوری از برگزاری جشن های ازدواج مجلل را دلایل افزایش تمایل پسران برای ازدواج با دختران بزرگتر از خود عنوان می‌کند.در این بین «سیما فردوسی پور» استاد دانشگاه در گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس گفته است که: افراد در دورانی که بزرگ می‌شوند و قصد ازدواج دارند به سراغ دخترانی می‌روند که بتوانند از آنان حمایت کنند و آنان را زیر چتر حمایتی خود ببرند بنابراین در کنار خانم‌هایی که مسئولیت‌پذیری داشته باشند و بتوانند مسئولیت‌ها را بعهده بگیرند احساس آرامش بیشتری را تجربه می‌کنند.

با عقل تصمیم بگیرید
البته «حسین باهر» معتقد است که اگر ازدواج ها بر اساس عقل و منطق دو طرف صورت بگیرد هیچ اتفاق ناخوشایندی رخ نمی‌دهد، اما مشکل اساسی این است که چنین ازدواج‌هایی بیشتر بر اساس احساس یا توجه به اوضاع مالی صورت می گیرد بنابراین نتیجه آن به بن بست می رسد و آمار طلاق یا زندانی های مهریه را افزایش می‌دهد.
این رفتارشناس می‌گوید: تمایل جنسی یکی از ارکان‌های حفظ نظام خانواده است که در این گونه ازدواج‌ها به طور معمول زن و شوهر نمی‌توانند پاسخگوی نیازهای جنسی یکدیگر باشند و در این زمینه با مشکل روبه رو می شوند.
وی به روحیه مردسالاری در پسران جوان تر اشاره و بیان می‌کند: در کشور ما پسران جوان‌تر با روحیه‌ای مردسالاری زندگی می‌کنند به طوری که می‌خواهند برای مادر و خواهر خود تصمیم‌گیری کنند اما همسر شان نمی‌تواند چنین رفتاری را تحمل کند اما پسرها بتوانند این رفتارها را در خود کنترل کنند تا حدودی از بروز اختلافات پیشگیری می‌کنند.
باهر ادامه می‌دهد: نگاه جامعه به ازدواج زن با مرد کم سن تر از خود نگاه خوبی نیست پس بهتر است پیش از اقدام به چنین ازدواج هایی افراد با یک مشاور خانواده مشورت کنند تا عاقلانه برای زندگی آینده خود تصمیم بگیرند.
وی مناسبترین فاصله سنی برای ازدواج را دست کم از 2 تا 3 سال و حداکثر تا هفت سال می داند. در این فاصله سنی پسر باید از دختر بزرگتر باشد.
کاهش تعداد دختران جوان
در این میان دلیل دیگری نیز در رواج این رویداد ذکر شده است . باهر می گوید: کاهش تعداد دختران کم سن و افزایش تعداد دختران مجرد نیز دلیل بر رونق بازار ازدواج پسران با دختران سن بالاست.
وی توضیح می دهد: در سال های اخیر سن ازدواج بخصوص در میان دختران ایرانی به شدت افزایش یافته است، در عین حال تعداد دختران نسبت به پسرانی که در سن ازدواج قرار دارند بیشتر است و همین امر باعث می شود پسر در سن ازدواج برای وصلت به دخترانی که بزرگتر از خود هستند روی بیاورند.
این رفتار شناس بر این باور است که نمی‌توان به طور کلی ازدواج با دختران بزرگتر را نهی کرد و به پسران اجازه نداد به خاطر چند ماه کوچکتر بودن از دختر مورد علاقه خود دست بردارند، اما وقتی پای تفاوت سن تا 20 سال مطرح می شود باید کمی عاقلانه تر تصمیم گرفت. منبع: حمايت - آزاده آقاجانی

نگاه غیرکارشناسی دولت صنعت خودرو را به زانو درآورد

نگاه غیرکارشناسی دولت صنعت خودرو را به زانو درآورد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس گفت:صنعت خودروبه دلیل نداشتن سرمایه در گردش و دخالت های دولت و نگاه غیرکارشناسی و غیرمتخصصی و سیاسی به صنعت خودرو به جایی رسیده که امروزعلی رغم تقاضای بالا برای خرید خودرو داخل با کمتر از نصف ظرفیت خودرو تولید می کنیم وخودرویی وجود ندارد که متقاضیان بخواهند تحویل بگیرند.

به گزارش انتخاب، سید محمد بیاتیان درگفت و گو با خانه ملت، اظهارداشت: خودروسازان ناچار به افزایش قیمت خودرو هستند به دلیل اینکه ارز دولتی نمی گیرند و بخشی از مواد اولیه شان را با ارز آزاد تهیه می کنند.

نماینده مردم بیجار و حسن آباد در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه خودروسازان سرمایه در گردش ندارند و هزینه هایشان بالا رفته است، گفت: متاسفانه برخی از مراکز و مجامع خاص وبرخی لابی ها و دلال ها از این فضا دارند کمال استفاده را می برند.

وی با اشاره به برخی لابی گری ها در این فضا افزود: درموضوع واردات ۱۰۰۰ خودرو لوکس بالای ۲۵۰۰ سی سی می بینیم که با تعرفه ۴۵ درصد این خودروها وارد شدند و به راحتی ۲۵۰ میلیارد تومان نصیب یک عده خاص شد که نهایتا فردای آن، تعرفه ها به بالای ۹۰ درصد بازگشت.

بیاتیان گفت: صنعت خودروبه دلیل نداشتن سرمایه در گردش و دخالت های دولت و نگاه غیرکارشناسی و غیرمتخصصی و سیاسی به صنعت خودرو به جایی رسیده که امروزعلی رغم تقاضای بالا برای خرید خودرو داخل با کمتر از نصف ظرفیت خودرو تولید می کنیم وخودرویی وجود ندارد که متقاضیان بخواهند تحویل بگیرند.

این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس اظهارداشت: متاسفانه کمیسیون صنایع و معادن مجلس که باید در آنالیز قیمت خودرو تصمیم گیرنده باشد را دور می زنند.

نماینده مردم بیجار و حسن آباد درمجلس گفت: اگر میزان سطح درآمد مردم را حساب کنیم قیمت خودرو معقول نیست و مردم توان خرید ماشین با این قیمتها را ندارند اما اگر بخواهیم افزایش قیمت مواد اولیه را درنظر بگیریم خودرو سازان مجبورند با این قیمت محصولات خودرا بفروشند.

به گفته وی خودروسازان بیش از هزار میلیارد تومان ضرر و زیان مالی دارند که اگرسیاست ها این طور پیش برود باید در مجمع شان اعلام ورشکستگی کند که البته این مسایل ناشی از دخالت سیاسیون و غیر متخصصین در حوزه تولید است که باید اصلاح شود.

بیاتیان با بیان اینکه امیدواریم دولت بعدی صنعت خودرو را به خودروسازان بدهد وخودروسازان اجازه رقابت پیدا کنند، گفت: زمانی که یک سری موسسات مشورتی آمریکایی در بحث تحریم ایران به اوباما اعلام می کنند که درفشار به ایران تنها به صنعت نفت اکتفا نکنید و سراغ صنایع تولیدی دیگراز جمله صنایع خودروسازی بروید ،یک عده در داخل کشور با لطایف الحیلی خودروهای لوکس خارجی بی کیفیت چینی با رانت بالا وارد می کنند که این روند را یک جایی باید متوقف کنیم.

این عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس اظهارداشت: بخش زیادی از تولید ملی کشور، خودرو است و با هرخودرویی که تولید می شود ۵ شغل مستقیم و غیر مستقیم ایچاد می شود از این رو نباید در سال حماسه اقتصادی از این صنعت غفلت کرد.

ترویج فرهنگ غرب در صدا و سیما زن متهم قاتل در تبلیغات صدا و سیما

ترویج فرهنگ غرب در صدا و سیما
زن متهم قاتل در تبلیغات صدا و سیما
صدا و سیما بر اساس قوانین و مقررات تعیین و تصویب شده باید اقدام به پذیرش و پخش آگهی های بازرگانی کند ولی در روزهای اخیر شاهد ورود قهرمانان هالیوودی مانند سوپرمن، گلادیاتورهای رومی و گراهام بل و سناریوهای غربی برای تبلیغ محصولات هستیم

تبلیغات، نوعی روش برای عرضه خدمات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و غیره و همچنین معرفی محصولات تجاری به مشتریان و شهروندان است که سالهاست با روشهای مختلف ارائه می شود. در ایران هم پس از ایجاد شبکه سه سما واحد بازرگانی صدا و سیما قوت گرفت و تبلیغات رسما به صورت حرفه ای وارد سیما شد. ولی بعدها به دلیل اثرات سوء برخی تبلیغات در جامعه و خانواده مقررات تبلیغات بازرگانی تدوین شد. بر اساس دستورالعمل ضوابط تولید آگهی های رادیویی و تلویزیونی، صدا و سیما موظف است موارد این دستورالعمل را در پخش تبلیغات رعایت کند. ولی آیا این دستورالعمل به درستی اجرا می شود؟ آیا بخشهای نظارتی سازمان صدا و سیما و یانهادهای بیرونی بر اجرای قانون تبلیغات در صدا و سیما نظارت دارند؟

 

بخشی از دستورالعمل ضوابط تولید آگهی در صدا و سیما:

 

اصل 9: آگهی نباید مروج عقاید خرافی بوده و یا با بهره گیری از آن تهیه شود.

 

اصل 11: آگهی نباید به هیچ وجه متضمن فریب بوده و فراتر از واقعیت کالا یا خدمات مورد نظر را با ادعای خلاف واقع معرفی کند. همچنین از اغراق باید پرهیز شود.

 

اصل 13: آگهی نباید با استفاده از ذکر صفات تفضیلی و عالی به صورت صریح و یا بکارگیری هر شیوه دیگری در نگارش یا قرائت متن، مفهوم برتر یا برترین بودن موضوع آگهی را القاء کند.

 

اصل 17: آگهی های تولید شده نباید بیش از اندازه پر سر و صدا و هیاهو باشن.

 

اصل 22: نمایش مجسمه کامل در آگهی مجاز نمی باشد.

 

اصل 23: آگهی نباید مروج تجمل گرایی باشد.

 

اصل 27: تعیین جایزه برای تشویق مخاطبین آگهی به خرید و مصرف بی رویه مجاز نیست .

 

اصل 44: آگهی نباید شامل منتخبی از مطالب برنامه های صدا و سیما بوده و یا با استفاده از تصاویر و موسیقی متن این برنامه‌ها ساخته شده باشد.

 

اصل 59: آگهی های رادیو تلویزیونی نباید تداعی کننده این امر باشد که اشتغال و تلاش زن ایرانی محدود به امور منزل است و در عرصه های علمی و فرهنگی حضور ندارد و بطور کلی زن مسلمان ایرانی نباید تحقیر شود.

 

اصل 65: در آگهی نباید از کودکان با صراحت درخواست شود محصولی را خریداری کنند و یا از والدین خود و دیگران چنین درخواستی کنند.

 

اصل 66: در آگهی های تلویزیونی نباید کودکان به تنهایی هنگام خرید و یا مذاکره با فروشنده برای خرید و یا مبادله پول با فروشنده نشان داده شوند.

 

اصل 77: در آگهی های تلویزیونی نباید کودکان عریان یا نیمه عریان نشان داده شوند در شرایطی که موضوع آگهی نشان دادن کودکان را در این گونه شرایط ایجاب کند با تصویب قبلی فیلمنامه ممکن است.

 

اصل 78: از کودکان نباید برای معرفی کالا و خدماتی استفاده شود که از آنها انتظار نمی رود خود مصرف کننده آن کالا و یا خدمت باشند و یا آنرا بخرند و نیز در آگهی کودکان نباید در مورد هرگونه کالا یا خدمت به صراحت اظهار نظر کنند.

اما با وجود این مقررات، در سالهای اخیر برخی آگهیها از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده که چندان تناسبی با این مقررات ندارند.

سوپرمن در تبلیغات بانک تجارت و سرمایه

بر اساس بخشی از قوانین و مقررات ذکر شده برخی تبلیغات اخیر صدا و سیما قابل بررسی است. ابتدا تبلیغات یک بانک که در سناریوی آن یک سالمند در انتظار نوبت شعبه روی صندلی نشسته است. سوپرمن قهرمان اسطوره ای هالیوود وارد بانک شده و با یک دست صندلی و پیرزن را به بانک دیگری منتقل می کند. پیرزن می گوید: ا شما ایران آمدید! نکته قابل تامل در این تبلیغات استفاده از نمادها و اسطوره های خارجی و به نوعی قهرمان پروری است که می توان به اصل 9 اشاره کرد که عنوان شده تبلیغات نباید به نوعی مروج عقاید خرافی یا بهره گیری از آن باشد.

اختراع تلفن تصویری توسط گراهام بل

در تبلیغات دیگری شاهد حضور جمعی از مخترعان در اتاق الکساندرگراهام بل هستیم. آقای بل همکارش را با تلفن صدا می کند و می گوید اگر صدای من را می شنوید به دفتر من بیائید. فرد با عجله وارد اتاق شده و می گوید. آقای بل هم صدای شما را دارم و هم تصویر شما؟ در اینجا آنچه که کودکان از مخترع تلفن می‌دانند با آنچه که در این آگهی پخش می شود تناقض دارد! آیا واقعا آقای بل تلفن تصویری را اختراع کرده است؟

گلادیاتورها در تبلیغات ایرانسل
در نمای دیگری از تبلیغات جدید تلویزیونی در رم باستان گلادیاتورها دارند با هم مبارزه می کنند. یکی از گلادیاتورها روی زمین می افتد و قبل از کشته شدن می گوید: شماره ایرانسل استاد را بگیر و بگوئید باید چیکار کنم. فرد هم به استاد پیامک می زند و بعد می گوید استاد گفته شصت پایش را بزن! آیا این تبلیغ با اصل 11 آیین نامه و مقررات تبلیغات که در بالا ذکر شده است مغایرت ندارد؟

زن متهم قاتل در تبلیغات ایرانسل
در حال پخش یک سریال پرطرفدار ایرانی آگهی تلویزیونی از برگزاری یک دادگاه انگلیسی نمایش داده می شود. زن متهم به قتل است. نماینده دادستان می گوید این زن قاتل است ولی وکیل می گوید این زن قبل از وقوع جرم هم پیامک داده و هم ایمیل زده است. البته موضع قتل و جزئیات پرونده در این تبلیغات مشخص نیست ولی در هر حال زن متهم به قتل است و چون ایرانسل همه جا آنتن می دهد و هزینه جابجایی هم ندارد هیئت منصفه رای به بیگناهی زن می دهد. آیا این تبلیغ مغایر با اصل 11 نیست؟

رابینسون کروزوئه در تبلیغات

تبلیغات جدید دیگری از اپراتور دوم نشان می دهد که همه دارند به یاد رابینسون کروزوئه مویه کرده و برای سلامتی اش دعا می کنند. ( آه رابینسون... ای مرد بزرگ ...) بعد فردی در میان جمع می گوید ایرانسلش را بگیرید. تلفن می آورند ولی رابینسون وقت صحبت کردن ندارد! این روایت هم مانند ماجرای گراهام بل تحریف داستانی است که به طور واقعی به مخاطب (کودکان) القاء می شود.

بر اساس این گزارش انگار این روزها رقابت فروش سیم کارت کار را به جایی رسانده که دیگر بدون توجه به قوانین و مقررات پخش تبلیغات، شرکتها اقدام به ساخت تبلیغات تصویری می کنند. عبور از داشته های فرهنگی و اجتماعی و چنگ زدن به آداب و رسوم و خرافه گرایی های غرب و همچنین تلقین برخی باورهای غلط هم دست آویزی برای زیبا جلوه دادن محصولات شده است. این اقدام در حالی است که بر اساس قوانین و مقررات ساخت اینگونه تبلیغات صحیح نبوده و در بسیاری از موارد پخش شده خلاف قانون بوده است.

تخلفات تبلیغاتی را در شورای نظارت بر صدا و سیما مطرح می کنم

سید رمضان شجاعی کیاسری عضو شورای نظارت بر صدا و سیما و نماینده مجلس شورای اسلامی می گوید: وقت نکردم تبلیغات جدید را نگاه کنم ولی اگر گزارشی شود قطعا رسیدگی می شود.

وی افزود: استفاده از کودک و زن در تبلیغات قوانین و مقررات خود را دارد و نباید از زن و کودک استفاده سوء کرد. قطعا تبلیغات را دیده و در صورت هرگونه ایراد در شورای نظارت بر صدا و سیما مطرح می کنم.

 

 

منبع :مهر

ترویج اسلام انگلیسی توسط من و تو؛ رواج بی حیایی زن ایرانی بوسیله 'ارمیا' +تصاویر

ترویج اسلام انگلیسی توسط من و تو؛
رواج بی حیایی زن ایرانی بوسیله 'ارمیا' +تصاویر
حضور زنی محجبه به نام اِرمیا که علاقه مندی زیادی به خوانندگی دارد توجه همگان را به وی جلب کرد.او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند و دین تنها برای عزا و غم نیست.

صندوقچه خبرنو؛ یکی از شبکه هایی که در حوزه تغییر سبک زندگی ایرانی و اسلامی در تاریخ 28 اکتبر 2010 افتتاح شد شبکه من و تو1 (Manoto1) است.


رسالت این شبکه، تغییر سبک زندگی ایرانیان و هجمه به ارزش های دینی و اسلامی بوده و به نوعی مکمل شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی است. حال آنکه در قالب سرگرمی خواسته های خود را در لوای سرگرمی و غفلت به مخاطب خود القا می کند. شبکه من و تو برای اغوا گری هر چه بیشتر، با پخش برنامه های روز دنیا نظیر فیلم، سریال، موسیقی و برنامه هایی نظیر سالی تاک، دکتر کپی و بفرمائید شام، در طول سه سال گذشته مخاطبان خود را جذب کرد.


یکی از برنامه های شبکه من و تو که مخاطبان، این شبکه را با آن شناختند آکادمی موسیقی گوگوش(Googoosh Music Academy) است.

 


 
 
این مسابقه از اولین سال تاسیس تا به حال، دو مرتبه اجرا و به پخش در آمده و برای سومین بار در سال 2013 میلادی آکادمی موسیقی گوگوش مجددا برنامه خود را آغاز کرده است. در سری جدید این مجموعه حضور زنی با حجاب به نام اِرمیا که علاقه مندی زیادی به خوانندگی دارد توجه همگان را به وی جلب کرد. این در حالی که سیاست های شبکه من تو که در تضاد صد در صدی با ملاحظات اسلامی است و با حضور زنی با حجاب در تناقض می‌باشد. از این جهت چرایی این امر در شبکه من و تو قابل بررسی است. با نیم نگاهی به‌ کلیت شبکه من و تو و آکادمی موسیقی گوگوش می توان ابعاد حضور اِرمیا در این مسابقه را واکاوی کرد.


 
 

شبکه من و تو را چه کسانی مدیریت می‌کنند؟

 
 
شبکه من و تو وابسته به شرکت تلویزیونی مرجان، توسط کیوان و مرجان عباسی راه اندازی شد. کیوان عباسی در سال های گذشته برای ادامه تحصیل و کار به کشور انگلستان سفر کرده و بعد از مدتی توانست حق اقامت دائم در این کشور را کسب کند. وی فرزند فریبرز عباسی، مدیر تلویزیون شبکه پارس و یک شبکه غیر اخلاقی در کانادا می باشد. او به همراه مرجان عباسی به مدت شش سال در شبکه های وابسته به پدرش فعالیت تبلیغاتی داشته است.

      
 
کیوان و مرجان عباسی که طبق بعضی از گفته ها و داشتن تشابه فامیلی، خواهر و برادر هستند، در سال 2001 در لندن با یکدیگر ازدواج کردند، هرچنداین امر توسط هیچ یک از آن ها تایید و یا نفی نشده است اما طبق آئین بهایت این امر چندان دور از واقعیت نیست. خانواده عباسی، وابسته به سرویس اطلاعاتی انگلیس، بودجه خود را توسط فردی به نام «مک وولین» به عنوان رابط میان وزارت خارجه انگلیس و شبکه من و تو تهیه می کنند.
 

کیوان و مرجان عباسی

 


فریبرز عباسی و دو فرزندش (از سمت چپ، کیوان عباسی)

مدیرت شبکه من و تو توسط کیوان عباسی اولین تجربه ‌وی محسوب نمی شود، او پیشتر شبکه تلویزیون اینترنتی فارسی زبان «ببین تی وی» را راه اندازی کرد و در آنجا با همکاری و تربیت افرادی نظیر رها اعتمادی، تیام بصیر و سیاوش حبیی که از گردانندگان اصلی شبکه من تو هستند، اولین گام رسانه ای خود را برداشت.

   
 
وابستگی این شبکه به سلطنت طلبان نیز قابل تامل است، حمایت همه جانبه شبکه من و تو از خانواده پهلوی و ساخت و پخش مستند از «تهران تا قاهره» که به طور آشکار به حمایت از دوران پهلوی پرداخته بود وجه دیگری از این شبکه را افشا کرد.
 

فرح دیبا در مستند تهران تا قاهره

این شبکه در جدیدترین مسابقه آکادمی موسیقی گوگوش زنی با حجاب را وارد بازی خود کرد. اما به راستی هدف مدیران شبکه من و تو از این امر چیست؟


 
 

آکادمی موسیقی گوگوش چیست؟
آکادمی موسیقی گوگوش یکی از پر بیننده ترین برنامه های این شبکه ماهواره ای است.




 
 
 
این بخش از برنامه تلویزیونی، با همکاری خواننده فراری و سلطنت طلب، گوگوش، هومن خلعتبری (همسر گوگوش) و همچنین بابک سعیدی به اجرا در می آید، به ادعای گردانندگان این شبکه، هدف از ساخت این مجموعه کشف استعداد های موسیقی می باشد. این آکادمی برای رسیدن به خواسته خود با نام نویسی از افراد علاقه مند و تست افراد در نهایت چهارده نفر را برای مسابقه آماده می کند.

این افراد با تمرین های مداوم و رقابت با یکدیگر و همچنین با گذراندن آموزش های لازم، توسط سه داور و مربی مسابقه یکی پس از دیگری از گردونه مسابقات خارج می شوند. در ابتدای مسابقه چهار نفر از برگزیدگان توسط داوران حذف می شوند و ده نفر باقی مانده نیز با نظر مخاطبان شبکه به رقابت پرداخته و در نهایت توسط آن ها انتخاب می شوند.

این سبک از مسابقات موسیقی تازگی ندارد و در سال های نه چندان دور این سبک برنامه ها، توسط شبکه های ماهواره ای ترکیه، آمریکا و حتی عرب پخش شده است اما کپی ایرانی آن تا به حال وجود نداشته و آکادمی موسیقی گوگوش برای اولین بار با استفاده از خواننده ای معروف اولین قدم را در این باره برداشت.


 
 
آکادمی موسیقی گوگوش با کپی برداری از مسابقه امریکن آیدل(American Idol) فعالیت خود را آغاز کرد.  امریکن آیدل یکی از پر مخاطب ترین مسابقات تلویزیونی تاریخ آمریکا است که در نهایت، علاقمندان به خوانندگی با رقابت با یکدیگر و رای و نظر مخاطبان توسط، تلفن، اینترت، پیام کوتاه، انتخاب می شوند.
 

امریکن آیدل (American Idol)

 

آکادمی موسیقی گوگوش (Googoosh Music Academy)

هر چند از دیدگاه کیفی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش در نسبت با برنامه امریکن ایدل فاصله قابل توجهی دارد اما در کلیت امر هر دو در یک مسیر و در یک هدف قرار دارند. نکته ای قابل توجه به عنوان وجه تفاوت این دو برنامه مطرح است. برنامه امریکن ایدل مسابقه ی خود را به طور زنده از شبکه فاکس پخش می کند حال آنکه در مسابقه آکادمی موسیقی گوگوش این امر اتفاق نمی افتد و برنامه ضبط شده در ساعت معین پخش می شود.

این امر(پخش برنامه به صورت ضبط شده) در هر سه دوره آکادمی شائبه تقلب و جهت دهی به مسابقات را برای مخاطبان شبکه من و تو ایجاد کرده است، به نحوی که تعداد زیادی از کاربران در شبکه های اجتماعی بار ها به آن اشاره کرده اند و انتخاب افراد برتر در آکادمی را نه بر اساس انتخاب خود، بلکه به دل خواه مدیران و یا داوران برنامه می دانند.

 

اعتراض مخاطبان مسابقه آکادمی به انتخاب شدن افراد بی صلاحیت

حضور افراد نه چندان قوی در خوانندگی و انتخاب شدن افرادی که به هیچ وجه شایستگی برتر بودن را ندارند از مورادی است که در پخش غیر زنده برنامه آکادمی گوگوش مورد چالش قرار گرفته است، حال آنکه این شبکه با توجه به تجهیزات و کادر و همچنین تجربه به دست آمده در چند سال گذشته، توانایی پخش زنده‌ی این برنامه را دارد. از این حیث است که مخاطب این شبکه، حق شک در به حساب آمدن یا نیامدن رای خود را دارد. اما شبکه من و تو تنها در این ایستگاه متوقف نشده است و با خط و ربط دادن به مسابقه آکادمی، اهداف کلان خود را پیگری می‌کند.

بدون شک، حتی ساده لوح ترین افراد، منکر بی هدف بودن شبکه من و تو  نیستند و هیچ شخصی نمی تواند بپذیرد که این شبکه هر ساله با صرف میلیون ها دلار، تنها برای ایجاد لحظاتی سرگرم کننده برای مردم فارسی زبان تاسیس شده است .در حالیکه نمی توان از حضور عناصر بهایی و سلطنت طلب نظیر کیوان عباسی در راس مجموعه شبکه و و یا رها اعتمادی مجری بهایی برنامه موسیقی آکادمی گوگوش، چشم پوشی کرد.
 

رها اعتمادی و فرح پهلوی


به این دلیل، حضور تعجب آور زنی محجبه در مسابقه خوانندگی، با رعایت حجاب حداقلی را نمی‌توان جزء طبیعیات آکادمی موسیقی دانست چرا که این امر حتی باعث ایجاد بحث و جدل میان مخالفان و موافقان حجاب وی در شبکه های اجتماعی شده است.  گذشته از پرداختن به اظهارات مخاطبان، نکته قابل تامل چرایی پذیرفتن وی در آکادمی، توسط مدیران بالادستی شرکت تلویزیونی مرجان می باشد.

اما به راستی شرکت تلویزیونی مرجان چه هدفی را دنبال می کند و چرا اِرمیا بر خلاف موازین و قوانین جاری در شبکه من و تو وارد مسابقه شده است؟


 
 


اِرمیا کیست و در آکادمی چه می کند؟

 
"اِرمیا" به صورتی کاملا تصادفی! متولد خمین (زادگاه امام خمینی (ره) ) است؛ او زنی است که مخاطبان شبکه بهایی "من و تو" برای اولین بار با دیدن او دچار تعجب و یا بعضاٌ حیرت شده و همین موضوع سبب شد تا عده ای او را مورد تمسخر قرار داده و عده ای داشتن حجاب و یا نداشتن حجات را حقی انسانی برای وی قلمداد کرده و از ملامت کردن او مانند بسیاری از دیگران خودداری کردند.


 
 

حضور ارمیا در قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش با حجابی بسیار کامل تر از زنان و دختران داخل کشور چنان شوکه کننده بود که تا به امروز  بعد از گذشته بیش از 15 هفته مهمترین صحبت بین بینندگان آکادمی گوگوش موضوع اِرمیا است.


 


وی علی رغم داشتن حجاب برای تست به آکادمی ورود کرد و توانست با رها کردن صدایش برای تست خوانندگی و ورود به جرگه مسابقه دهندگان شایستگی خود را به هومن خلعتبری و بابک سعیدی اثبات کند.


 
 
چهره اِرمیا به اعتراف تمامی بینندگان شبکه خاندان عباسی، معصومانه و حیامندانه بود.


 
 
او در همان جلسه به هنگام خواندن دچار خجالت شده بود و حتی در روز های بعد از قبولی و به هنگام تمرین برای مسابقه این امر در او مشهود بود.


 
 
به گفته وی، او همیشه آرزوی شرکت در مسابقه آکادمی گوگوش را داشته است اما به دلیل داشتن حجاب خود را وارد این عرصه نمی کرد. مشوق اصلی او همسر وی بوده و او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند!، و دین تنها برای عزا و غم نیست.!!
اِرمیا همسری آلمانی دارد و خانواده‌ی آن ها مسیحی می باشند اما وی در صحبت هایش مشخص نکرد که آیا همسرش مسلمان شده است و یا خیر؟!


 
 
اِرمیا به مانند دیگر زنان آکادمی مردان را درآغوش نمی گیرد، از دست دادن با نامحرم خودداری می کند و در جایی که همگان با یکدیگر در حال رقصند او در انتها ایستاده و دیگران را تماشا می کند.
در واقع او در آکادمی موسیقی گوگوش با حیا ترین فرد محسوب می شود.!!!


 
 
اِرمیا دین را به زعم خود تفسیر می کند و نه آنچه در قرآن کریم آمده است و گویی نمی داند در آیه 32 سوره احزاب آمده است:

یا نِساءَ النَّبِیّ‏ِ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا

اى همسران پیامبر، شما مانند هیچ یک از زنان [دیگر] نیستید، اگر سَرِ پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد؛ و گفتارى شایسته گویید
 

او تنها بخشی از دین را قبول دارد که مورد پسندش واقع شود. اِرمیا علت حضور خود در مسابقه را علاقه زیاد به خوانندگی و همچنین دادن اعتماد به نفس به کسانی که به دلیل موانعی مانند حجاب نمی‌توانند به علاقه خود بپردازند، اعلام کرده است. این جمله او شباهت زیادی با جمله هومن خلعتبری دارد، او در قسمتی از پخش مسابقه، حضور اِرمیا را در آکادمی را همین امر تلقی می کند.

با نگاهی کاملا خوشبینانه و گذشته از تمامی شایعات در رابطه با وی می توان گفت، او در بازی مدیران شبکه من و تو قرار گرفته و از اتفاقات روی داده و استفاده ابزاری از خود بی خبر است.


 
 
با بررسی قسمت اول آکادمی گوگوش تا قست های پایانی آن می توان به خوبی روند نزولی حیا در اِرمیا را مشاهده کرد.
 
با این ارزیابی به خوبی می توان دریافت او در نسبت به گذشته خود از حیامندی کمتری برخوردار بوده و این تحول ظاهری در حالی است که حضور زنی محجبه و خواننده از اساس در تضاد با یکدیگر و از دیدگاه شرع مقدس حرام واقع شده است.

اما بر فرض آنکه این امر اشکالی نداشته باشد نشان می‌دهد اِرمیا از نقطه گذشته خود نیز به سطح پایین تری افول کرده است و این موضوع دقیقا کلید رمز چرایی حضور اِرمیا در برنامه آکادمی موسیقی گوگوش است.
 

قسمت اول آکادمی موسیقی گوگوش

 


قسمت شانزدهم آکادمی موسیقی گوگوش

      

تحول ژست و پوشش "ارمیا" طی شانزده جلسه آکادمی

به عبارتی دیگر حیا زدایی زن ایرانی توسط شبکه من و تو برای افرادی نظیر اِرمیا در داخل ایران دلیل اصلی حضور این دختر به ظاهر با حجاب در مسابقات خوانندگی می باشد.
 

 


با نگاهی واقع بینانه و نداشتن نگاه سیاه و سفید به مخاطبان شبکه، می‌توان تعداد عظیمی از طیف خاکستری را یافت که از مخاطبان اصلی برنامه آکادمی موسیقی گوگوش هستند که بسیاری از آن ها داری حجاب اسلامی هستند و مدیران شبکه بهایی من و تو با اطلاع از این موضوع و هدف قرار دادن این طیف، تیر بی‌حیایی خود را به سوی این دست افراد رها کرده اند.

"اِرمیا" هر چند با داشتن تنها حجاب سر، فردی محجبه محسوب می شود، اما پوشیدن لباس های بدن نما و آرایش نسبتا غلیظ به بهانه داشتن استیل مناسب به هنگام خوانندگی که توسط دست اندرکاران مسابقه انتخاب و طراحی می‌شود، کاملا در تضاد با احکام دینی است و این دقیقا همان اسلام آمریکایی و اسلام انگلیسی است که مدیران شبکه من و تو آن را دنبال می کنند.
 

 

 مدیران شبکه من و تو با هدف ترویج سبک زندگی آمریکایی و بی حیاسازی جامعه اسلامی و خانواده های ایرانی، اِرمیا را به نمایندگی از این طبقه جامعه ایران انتخاب کرده اند تا بتواند با القای بی‌حیایی توسط اِرمیای با حجاب و ایراد نداشتن امری مانند خوانندگی، دختر و زن ایرانی را گام به گام به درّه بی حیایی سوق دهند.

 
 
اِرمیا با حضور خود در آکادمی موسیقی گوگوش و حمایت تعمدی مدیران شبکه و داوران به مراحل نهایی رسید و این امر پیامی آشکار به دختران محجبه است مبنی بر اینکه شما هم می‌توانید حتی با داشتن حجاب در مسیر های ممنوعه قدم بگذارید، غافل از آنکه قدم برداشتن در این مسیر ها به ناکجا آباد می انجامد.


 
 
مدیران شبکه من و تو برای پیش برد اهدافشان خود را محدود به اِرمیا نکرده و در بخش صدا های غایب که از آثار دریافتی از داخل کشوراست، دختری که حجابی همانند اِریما دارد را انتخاب و به عنوان بهترین خواننده آن بخش از مسابقه اعلام می‌کنند. منا 25 ساله از تهران را می‌توان نفر دومی نامید که به عنوان دختری نمونه در داخل کشور مهر تایید خود را از این شبکه دریافت کرده است و الگویی مناسب برای دختران جامعه ایران معرفی می شود.


 
 
"اِرمیا" دانسته و یا ندانسته در زمینی بازی می کند که توسط دشمن طراحی شده است و برنده نهایی آن خاندان عباسی است.
او اما برای ادامه این مسیر و ادامه خوانندگی، نیاز به همراهانی خواهد داشت. همراهانی که روند نزولی حیا در وی را تکمیل خواهند کرد و با القای بی‌حیایی به هواداران و کسانی که بیش از چند ده برنامه با اِرمیا همراه بوده اند ضربه ای مهلک وارد خواهند نمود.


 
 
"اِرمیا" برای ادامه کار بعد از آکادمی، نیاز به تبرج و خود نمایی بیشتری دارد و این امر تنها با برداشتن کامل حجاب رخ خواهد داد هر چند ممکن است زمان وقوع این امر سریع و فوری نباشد اما بدون شک برنامه ریزان برای رسیدن به اهدافشان، این امر را مد نظر دارند.

منبع: مشرق

با بچه های بی ادب چه کنیم؟

با بچه های بی ادب چه کنیم؟
گاهی بچه‌ها برای جلب توجه والدین نیازی را بیان می‌کنند. برای مثال بدون آنکه گرسنه باشند غذا می‌خواهند یا مرتب به دستشویی می‌روند.

صندوقچه خبرنو؛او کوچک‌ترین عضو جمعی است که باقی اعضایش، وارد چهارمین دهه زندگی‌شان شده‌اند. فرزند آرام شما که هنوز سنش دو رقمی هم نشده، به محض ورود به چنین جمعی، آدمی دیگر می‌شود. تمام رفتارهایی که همیشه در مقابلش منع می‌کردید را از خود بروز می‌دهد و دوست دارد به تک‌تک مهمان‌ها و تمامی وسایل صاحب خانه، صدمه بزند.

 

اما چرا فرزند همیشه مودب و آرام شما، در مهمانی به یک غول کوچولو تبدیل می‌شود و هرکار می‌کنید، نمی‌توانید مانعش شوید؟ علم روانشناسی می‌گوید، گاهی بچه‌ها، نیاز به جلب توجه دارند اما این نیاز را، همیشه با تقاضای مستقیم توجه از والدین طلب نمی‌کنند. نشان دادن رفتار‌های مخربی که واکنش دیگران را در پی دارد هم یکی از راه‌هایی است که بچه‌ها از طریق آن، نیاز به مورد توجه قرار گرفتن را بیان می‌کنند.

 

خودتان مقصرید

اگر والدین در خانه رفتار‌های سختگیرانه‌ای داشته باشند و به کودک‌شان اجازه حرکت و کودکی کردن ندهند، احتمالا فرزندشان در حضور دیگران به راه‌های مخربی برای جلب توجه متوسل می‌شود. جیغ زدن، تخریب کردن، رفتارهایی که حتی برای خود والدین هم عجیب هستند، همه از کودکانی سر می‌زنند که به خاطر سخت‌گیری‌های والدین‌شان، در خانه محدود هستند و در حضور دیگران، می‌خواهند همه محدودیت‌ها را از بین ببرند و رفتار والدین‌شان را تلافی کنند. معمولا والدین خیلی جدی، توجهی به نیاز فرزند‌شان به جلب توجه نشان نمی‌دهند و با محروم کردن آنها از توجه، باعث ایجاد واکنش‌هایی از طرف فرزند‌شان می‌شوند. بچه‌ها هم با دیدن بی‌توجهی دیگران نسبت به این نیاز، چنین رفتارهایی را بروز می‌دهند و عمدا کاری می‌کنند که همه نگاه‌ها به سمت آنها خیره شود.

 

مشخص کردن جایزه قبل از انجام یک کار، یعنی باج دادن و باج دادن گره‌ای از مشکلات رفتاری کودکان باز نمی‌کند. اما اگر والدین بعد از آنکه فرزندشان رفتار درست را نشان داد، بدون وعده قبلی به او پاداش بدهند، می‌توانند رفتارهای خوب را در او تقویت کنند. مطمئن باشید که او بعد از دریافت پاداش پیش‌بینی نشده به خاطر رفتار‌های خوبش، دیگر انگیزه‌ای برای نشان دادن رفتار‌های مخرب پیدا نخواهد کرد.

 

کار از کجا خراب شده؟

با این مشکل بچه‌ها هم مثل هر مشکل دیگری باید برخورد کرد. «پیدا کردن ریشه مشکل» اولین کاری است که والدین باید انجام دهند. اول باید مشخص شود که چرا کودک این کار را انجام می‌دهد. والدین باید از خود بپرسند چرا بچه این کارها را می‌کند؟ آیا او را به زور آورده‌اند و فرزندشان با حضور در این جمع مضطرب می‌شود؟ آیا رابطه خوبی با اهالی آن مهمانی ندارند؟ آیا قبل از مهمانی، با او دعوا و کج خلقی شده است؟ در این صورت احتمالا او با نشان دادن این واکنش‌های عصبی، به دنبال تلافی است.

 

چند ساعت آزادی

شاید در روزهایی که کودک با والدینش تنهاست، به دلیل اینکه می‌داند هر کسی مشغول کار خودش است، با خود بازی می‌کند و رفتار مخربی را نشان نمی‌دهد. اما زمانی که مهمان می‌آید یا او با خانواده‌اش به جمعی غریبه وارد می‌شود، در حضور دیگران مقررات را رعایت نمی‌کند، چرا که می‌داند والدین هم در حضور دیگران با او برخورد همیشگی را نمی‌کنند. او این شرایط را به عنوان فرصتی برای استقلال و نشان دادن اینکه من هم می‌توانم کاری بکنم، تلقی می‌کند. فضای مهمانی، برای او فضای لجبازی است. معمولا این بچه‌ها یاد گرفته‌اند که پدر و مادر در حضور دیگران واکنش‌های همیشگی را نشان نمی دهند. چنین کودکی تنها به دنبال جلب نگاه والدین است. برای او مهم نیست که این نگاه همراه با خشم باشد یا مهربانی. او حتی به جلب توجه منفی هم راضی است و از این‌که آدم‌ها، حتی برای نصیحت یا دعوا کردن سراغش می‌آیند و با او حرف می‌زنند، لذت می‌برد.

 

خانواده‌ها باید برای رشد و پرورش فرزندان‌شان به دو متخصص مراجعه کنند. یکی پزشک کودک و دیگری روانشناس کودک. خوشبختانه امروزه همه بچه‌ها، پزشک کودک خود را دارند و اگر والدین با انتخاب یک مشاور، از فرزند‌شان مراقبت کنند، با مشاوره و دریافت توصیه‌های ساده، دیگر نگران تقویت رفتارهای اشتباه در فرزند‌شان نخواهند بود

 

هم جدی، هم مهربان

بعد از ریشه‌یابی مشکل و برطرف کردن دلیل اصلی، والدین باید برای اصلاح این عادت که در کودک ریشه دوانده، تلاش کنند. آنها باید دایره‌ای از رفتار قاطعانه و مهربان را در نظر بگیرند و بر اساس آن عمل کنند. در این شرایط نه باید به کودک باج داد و نه باید با سخت‌گیری بیش از حد، این تصور را در او ایجاد کرد که دیگر کسی دوستش ندارد. یادتان نرود که تحقیر کودک به خاطر اشتباهاتش، عزت نفس او را پایین می‌آورد و به شکلی اغراق شده، این احساس را در او ایجاد می‌کند که دیگر جایی در دل دیگران ندارد. اگر بچه‌ها گمان کنند به عنوان «بچه بد» دیده می‌شوند، انگیزه‌شان را برای «بچه خوب» بودن از دست می‌دهند.

 

دوست کوچولوی‌تان باشید

والدین نباید آنقدر خشن باشند که بچه بترسد و مشکلش را بیان نکند. بچه‌هایی که از والدین خجالت می‌کشند، قدرت ابراز وجود در مقابل آنها را ندارند و بنابراین در موقعیتی که آدم‌های دیگر هستند، رفتار دیگری را نشان می‌دهند. اگر پدر و مادرها در برقراری ارتباط با فرزند‌شان موفق باشند، به چنین مشکلاتی برنخواهند خورد. چراکه بچه‌ها از مرجع قدرتشان حساب می‌برند و اگر آن مرجع بتواند رفتار درست را نشان بدهد، می‌تواند همیشه شاهد رفتارهای درست فرزندش باشد.

 

تنبیه ممنوع

بچه‌ها با دیدن توجه بزرگتر‌ها شرطی می‌شوند و رفتارشان را تکرار می‌کنند. پس اگر کودکی کار اشتباهی می‌کند، نباید بیشتر به آن توجه کرد، بلکه با کم‌توجهی باید به او ثابت کرد که این راه مناسبی برای جلب توجه نیست. تنبیه اولین گزینه‌ای است که این والدین ناکام برای تغییر رفتارهای فرزند‌شان به آن متوسل می‌شوند. اما این والدین نمی‌دانند که همین تنبیه جدی و برخورد سختگیرانه، یکی از دلایل تکرار این رفتارهای مخرب است و در واقع می‌تواند این رفتارها را در کودکان تقویت کند. ترس مضاعف به تقویت رفتار در بچه‌ها منجر می‌شود. اگر والدین او را تهدید کنند و بگویند که در صورت انجام این کار تنبیه می‌شوی، باید انتظار دیدن دوباره آن رفتار را داشته باشند.

 

نگذارید دیگران او را تربیت کنند

گاهی والدین تمام تلاش‌شان را برای نشان دادن واکنش درست به اشتباهات بچه‌ها انجام می‌دهند، اما ناآگاهی اطرافیان و دخالت‌های‌شان، کنترل شرایط را برای‌شان دشوار می‌کند. اما نباید فراموش کرد که کنترل رفتار‌های دیگران، به تسلط والدین بستگی دارد. آنها می‌توانند با حرف یا رفتار به دیگران بگویند که حق مداخله در نظام تربیتی آنها را ندارند و همراه با احترام، برای‌شان توضیح دهند که فرزندشان به چه دلیلی این رفتار را نشان می‌دهد و بهترین واکنش به کارهای او چیست.

 

اخطار قبلی ندهید

گاهی حساسیت والدین به این رفتارها دامن می‌زند. آنها به خاطر نگرانی‌های خودشان، قبل از آنکه اتفاقی بیفتد بچه را از بعضی از کارها منع می‌کنند و می‌گویند مبادا فلان کار را انجام دهی. اما کودکی که از این طریق به حساسیت والدینش پی برده، مخصوصا آن کار را می‌کند. کودک بر اساس رفتار پدر و مادرش، باید فرض را بر این بگیرد که امکان بروز رفتارهای مخرب در مهمانی وجود ندارد. اما اگر والدین از قبل به او اخطار دهند و بگویند حق انجام چنین رفتاری را نداری، ذهن کودک به محض ورود به جمع، به سمت آن رفتار می‌رود.

 

تنهایی را از او بگیرید

گاهی بچه‌ها برای جلب توجه والدین نیازی را بیان می‌کنند. برای مثال بدون آنکه گرسنه باشند غذا می‌خواهند یا مرتب به دستشویی می‌روند. والدین باید بدانند که چرا فرزندشان سراغ چنین رفتاری می‌رود. شاید در جمع شلوغ بزرگتر‌ها، او به دنبال یک همبازی است. پس پدر یا مادر می‌توانند با فهمیدن این نیاز، با بچه بازی کنند. آنها نباید انتظار داشته باشند که در این شرایط فرزند‌شان مثل یک بزرگسال برخورد کند و در جمعی که هیچ سرگرمی‌ای برایش وجود ندارد، ساعت‌ها آرام و بی‌صدا بنشیند. شاید بهتر باشد والدین با نمایش یک فیلم کارتونی یا آوردن اسباب‌بازی‌هایی که کودک با آنها سرگرم می‌شود، فضای مهمانی را برای او هم دلپذیر کنند، تا دیگر فرزندشان برای جلب توجه آنها، به این رفتارهای جایگزین دست نزند.

درد این روزهای مردم

درد این روزهای مردم
ولی درویشی
درد مردم طیف وسیعی از مشكلات و محرومیت‌ها و محدودیت‌هاست. درد مردم فاصله گرفتن شتابان از حداقل‌های زندگی است
تاريخ انتشار: پنجشنبه ۲۲ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۱
var divFontsArray = new Array('doc_div15','content_span','content_span *'); var currentFontSize = 9; function changefSize(Wdo) { if (Wdo == 'plus') currentFontSize++; else if (Wdo == 'reset') currentFontSize = 9; else if (Wdo == 'minus') currentFontSize--; for (i=0; i
درد این روزهای مردم
شاید در این آغازین روزهای بهار كه باید موسم سور و شور و شادی و شعف باشد، گفتن از دردها و مشكلات چندان خوشایند نباشد. اما به قول آن شاعر و خواننده عزیز لرستانی كه به حق او را حنجره زخمی زاگرس می‌خوانند: «نمی‌خواهم از غصه بخوانم، نمی‌خواهم در آوازها و سروده‌هایم غم باشد، اما چه كنم من؟ چه كند دل من؟ وقتی كه دم به دم خبر می‌رسد از موج ویرانی‌ها».

با اینكه هنوز روزهای اول سال نو است و همگان به استجابت دعاهایی كه برای گشایش امور كرده‌ایم، دلخوش و امیدواریم اما از همین ابتدای سال، واقعیات پیرامون و موج‌های فزاینده مشكلات حكایت دیگری دارند. سوء مدیریت مسئولین در تنظیم بازار میوه تنها یك نمونه ملموس از طوفان سهمگین مشكلاتی است كه چندین ماه است بی وقفه برسقف ترك خورده زندگی روزمره مردم می‌بارد و آرامش و آسایش را از آنان سلب كرده است.

شاید امید آن بود كه این طوفان ناكارآمدی‌ها با سپری شدن سرمای زمستان و جلوه كردن طراوت بهاری تازیانه نامهربانی را كنار گذاشته و یا لااقل كمی از شدت ضربه‌های بیرحمانه خود بكاهد، اما استمرار ناتوانی‌های مدیران در كنترل اوضاع اسفبار موجود، در روزهای آغازین سال این واقعیت را برسر مردم فریاد زد كه وضعیت از دو حال خارج نیست یا برخی به هر دلیلی نمی‌خواهند مردم شبی را بی‌درد و بدون دغدغه به صبح برسانند و یا اینكه بعضی نه تنها نمی‌توانند باری از دوش مردم بردارند بلكه با ندانم كاری‌های مداوم خود هر زمان باری بر انبوه بارهای آنها می‌افزایند.

علاوه بر این در همین چند روز آغاز سال نیز، برخی از مسوولین اجرایی كشور كه با اصرار بر سوء مدیریت خود زندگی مردم را به بازی گرفته‌اند، با افاضات خود سریال تلخ بی اعتنایی به فهم و شعور عمومی جامعه را ادامه دادند تا بدین گونه امید به بهبود امور و یا اصلاح رویه‌های ناصحیح مدیریتی را در دل مردم به یأس بدل كنند.

به عنوان تازه ترین نمونه، در حالیكه از ابتدای سال تاكنون هر كیلو گرم گوجه فرنگی كمتر از 3000 تومان در اختیار مردم قرار نگرفته و در مواردی به كیلویی 6000 تا 7000 تومان نیز رسیده است و این افزایش دو یا چند برابری قیمتها در مورد برخی دیگر از میوه‌ها نیز صدق می‌كند، وزیر مربوطه وضعیت بازار و قیمت میوه در ایام نوروز را به دلیل ذخیره‌سازی مناسب، مطلوب ارزیابی كرده‌اند.

راست آن است كه درد مردم تنها قیمت میوه یا پسته نیست حتی درد آنها تنها افزایش نجومی قیمت خودرو نیست كه مجری صداوسیما شرایط فعلی كشور را از سال‌های گذشته بهتر دانسته و بگوید «در كشور آنقدر عافیت داریم كه مردم مشكلشان شده است پراید و پسته!» درد مردم طیف وسیعی از مشكلات و محرومیت‌ها و محدودیت‌هاست. درد مردم فاصله گرفتن شتابان از حداقل‌های زندگی است. درد مردم نداشتن حقوق حقه شان از سلامت و بهداشت و درمان است.

درد مردم نداشتن سرپناهی - حتی استیجاری- برای به روز آوردن شبهای سرد و سیاه این روزهای زندگیشان است. درد مردم آموزش و تحصیل و تربیت مناسب فرزندانشان است. درد مردم افزایش سن ازدواج‌ها و كاهش سن بزهكاری‌هاست. درد مردم بچه دار نشدن به خاطر شدت دغدغه‌های بحق آینده فرزندان نیامده شان است. این روزها دست بر هر دلی كه گذاشته می‌شود از جور ایام خون است. این روزها از هر چه كه سخن گفته شود آه و افسوس و درد و دریغ مردم به آسمان می‌رسد.

دردها آنقدر همه گیر و عمومی شده‌اند كه این روزها همه پیكره جامعه پر از درد است. تن این روزهای جامعه سخت رنجور است. این روزها كم كم می‌رود تا زیستن هم برای بسیاری از مردم به عذابی دردناك بدل شود. اما در این روزهای پر درد كه ناتوانی برخی مدیران و مسوولان متوهم، حق زیستنی شایسته و بایسته را بیش از پیش از مردم سلب كرده است لازم است به صراحت بیان شود كه همه آنانی كه از این حالت رخوت و خمودگی و روزمرگی مردم سوء استفاده كرده و با این خیال واهی كه مردم در مقابل اشتباهات آنان قفل سنگین سكوت از لب نخواهند گشود و به همه این مشكلات ناشی از ناتوانی آنان در انجام وظایفشان عادت كرده و آنان را بازخواست نخواهند كرد، بدانند كه اگر عزم و برنامه‌ای جدی برای رفع عاجل مشكلات ندارند، اكنون مناسب ترین زمان برای واگذاری مسوولیت‌هایشان است.

زیرا این روزها هزینه‌های زیستن برای مردم چنان در حال افزایش است كه اگر نهادهای قانونی و نظارتی با بازخواست آنان مرهمی‌بر دردهای مردم نگذارند، باید هر آن منتظر بلعیده شدن خود و تمام دلبستگی‌های مادی و معنوی و مدیریتی شان توسط امواج خروشان بحرانهای اجتماعی رو به رشد در میان طیف‌های مختلف جامعه باشند.
مرجع : مردم سالاری

مافیاي موسيقي به موسیقی ضربه می‌زند

مافیاي موسيقي به موسیقی ضربه می‌زند
مافیای موسیقی اجازه نمی دهد که تمام گونه ها و صداهای موسیقی در کشور شنیده شود و هر آنچه آنها علاقه داشته باشند به ذائقه جوانان تبدیل می شود
تاريخ انتشار: جمعه ۲۳ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۲
var divFontsArray = new Array('doc_div15','content_span','content_span *'); var currentFontSize = 9; function changefSize(Wdo) { if (Wdo == 'plus') currentFontSize++; else if (Wdo == 'reset') currentFontSize = 9; else if (Wdo == 'minus') currentFontSize--; for (i=0; i
مافیاي موسيقي به موسیقی ضربه می‌زند
کامران رسولزاده خواننده جوان موسیقی پاپ کشور که آلبوم ˝بی سرانجام˝ او با مشکلات بسیاری در بازار موسیقی مواجه شد، گفت: مافیای موسیقی اجازه نمی دهد که تمام گونه ها و صداهای موسیقی در کشور شنیده شود و هر آنچه آنها علاقه داشته باشند به ذائقه جوانان تبدیل می شود. 

کامران رسولزاده خواننده؛ ترانه سرا و آهنگساز جوان کشور در گفت وگو با پانا، با اشاره به مشکلات پخش آلبوم موسیقی "بی سرانجام" با انتقاد از فضای موسیقی یایی کشور و جریان مافیایی گفت: من برای گفتن سخنانم هیچ سندی ندارم اما مشکلاتی که در موسیقی کشور است تنها برای من به وجود نیامده؛ امیدوارم روزی تمام موزیسین ها دست به دست یکدیگر بدهیم و در برابر مشکلات بایستیم، زیرا متأسفانه مافیا باعث شده که در ذائقه شنیداری مردم خللی وارد شود.

وی با انتقاد به جریان مافیای موسیقی افزود: مافیا باعث شده که یک ژانر خاص، یک سری از خواننده ها و ترانه های خاص شنیده شوند اما کارهای بسیار خوبی که می تواند در خلوت مخاطبان موسیقی باشد به هیچ عنوان شنیده نمی شود و باعث شده که آلبوم های بسیاری از خواننده های موسیقی در شرکت های ترانه خاک بخورد.

این خواننده در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این مطلب که جریان مافیای موسیقی در وزارت ارشاد و دفتر موسیقی نیست؛ اظهار کرد: گاهی پیش می آید که ما وزارت ارشاد را مقصر بدانیم اما مشکلات فعلی موسیقی ربطی به دفتر موسیقی و وزارت ارشاد ندارد بلکه عده ای که به هیچ عنوان فعالیت اصلی آنها موسیقی نبوده و در گذشته شاید لباس فروش و ... بوده اند به دنبال این موضوع هستند که تنها خواننده ها و موسیقی که خودشان دوست دارند شنیده شود و اجازه نمی دهند که صدای خواننده های دیگر شنیده شود.

وی تاکید کرد: آلبوم های موسیقی امثال من در انبارها خاک می خورد و زمانیکه شنونده و مخاطب موسیقی علاقه نشان می دهد صدای دیگری را بشنود این امکان برای او نیست و سعی می کند به شکل یک کالای قاچاق ترانه و صدای مورد علاقه خودش را گوش کند که این مشکل تنها برای برخی از اهالی موسیقی وجود دارد که با مافیا کار نمی کنند.

رسولزاده در ادامه سخنان خود با اشاره به این مطلب که نقطه ای که من رسیدم ارشاد و دفتر موسیقی هیچ تقصیری نداشتند؛ یادآور شد: مافیای بازار خصوصی و پخش باعث شده آن برای من و برخی دیگر از اهالی موسیقی مشکلاتی به وجود بیاید در بازار موسیقی عده ای هستند که تجارت از هنر برایشان مهمتر است و موسیقی را به هیچ عنوان نمی شناسند آنها لاله زاری نیز نیستند چون لاله زاری ها قدمت دارند و سابقه کاری آنها مشخص است.

وی ادامه داد: متاسفانه این مافیا تنها صدای خاصی را وارد بازار می کنند؛ من سوالم از این مافیا این است اگر صدای کامران رسولزاده شنیده شود چه مشکلاتی برای آنها بوجود می آید من طرفداران خودم را خواهم داشت و خواننده مورد علاقه آنها نیز طرفداران خودش را خواهد داشت؛ رفتارهای غیر اخلاقی صاحبان این بیزینس جای سوال دارد و من آرزوی مغفرت برایشان می کنم چون آنها ذائقه شنیداری جوانان را تغییر می دهند و به آینده موسیقی کشور لطمه می زنند.

خواننده آلبوم بی سرانجام اضافه کرد: من عنوان می کنم کسی نیستم که با یک مشکل از سر راه بروم چون تا کنون ثابت کرده ام راهم را ادامه می دهم و به عنوان یک شروع کننده جریان موسیقی که به دنبال شکستن برخی تابوها است و در اجرا نوع شعر و موسیقی دیده می شود می خواهم در وطنم کار کنم و تا جایی که می توانم در برابر این مشکلات می ایستم.

وی خاطرنشان کرد: آنها قصدشان این است که من را وارد حاشیه کنند و اجازه ندهند که کار هنری ام را انجام دهم و باید بگویم که سال 92 سال اثبات حقانیت من است؛ من تمام سعی خود را می کنم در برابر مشکلات بایستم و اگر نتوانستم جلوی آنها بایستم از وطن هجرت می کنم.

رسولزاده در پایان سخنان خود اظهار کرد: دوری وطن بسیار سخت است اما موسیقی و ترانه های من در بازار خارج از کشور به خوبی شنیده می شود و من نیز قرارداد همکاری با شرکت های ترکیه ای دارم اما علاقه دارم که در وطنم کار کنم و کسانیکه جلوی راه من و برخی دیگر از اهالی موسیقی ایستاده اند جلوی جریان موسیقی را گرفته اند نه کامران رسولزاده و دیگر خواننده ها.