گرانی کاغذ، میخ آخر به تابوت نشر
گرانی کاغذ، میخ آخر به تابوت نشر
مجبوریم نیروهایمان را مرخص کنیم
این یعنی چه که در یک کشور 70 میلیون نفری، 500 کتاب خریداری شود؟ در میان این میزان جمعیت، این رقم کتاب گم میشود
تاريخ انتشار: يکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۵
|
|

یحیی ساسانی، مدیر انتشارات افکار در گفتگو با مهر، درباره آسیبها و مشکلات فعلی حوزه نشر کشور گفت: به نظر من موضوع عمیقتر و تاریخیتر از بررسی زمان حال و گرانیهایش است. مشکل عمده در این است که حتی در آن زمانی که قیمت کاغذ مناسب بود، بازار نشر تعریفی نداشت و تیراژ کتاب طی 20 سال گذشته، به مرور به هزارتا و 500 تا رسید. این داستان قیمت کاغذ هم به قول معروف، آخرین میخ
” ما امروز رسما تعطیل هستیم. معلوم است که نمیتوانیم ادامه بدهیم. شما امروز به دفتر نشر افکار تلفن کنید، اولین حرفی که به شما گفته میشود، این است که کار جدید قبول نمیکنیم. یعنی هیچ کاری را قبول نمیکنیم “
وی افزود: مسئله انتقاد نیست. مسئله نابودی یک صنف است. این یعنی چه که در یک کشور 70 میلیون نفری، 500 کتاب خریداری شود؟ در میان این میزان جمعیت، این رقم کتاب گم میشود. بنابراین باید برای حوزه کتاب استرجاع خواند. کاری هم که ما ناشران در حال حاضر میکنیم، ادامه دادن کار نیست. چون نشر در حال اضمحلال است.
این ناشر ادامه داد: مثلا قبلا 8 هزار ناشر بودهاند، به مرور شدهاند 4 هزارتا، کم کم به 2 هزارتا رسیدهاند و در ادامه این روند هم، همینطور آب میروند. ناشری که میتوانست سال پیش 50 عنوان چاپ کند، از ابتدای امسال تا الان، فقط 10 عنوان کتاب چاپ کرده است. ما هم در نشر افکار از سالهای پیش، کارهای زیادی را آماده کردیم که باید مجوز بگیرند. برای آماده کردن این آثار، مبالغی هزینه کردیم که باید اصطلاحا برگردند و اگر این کتابها را چاپ نکنیم، زحمات کشیده شده برای این کتابها از بین میرود. بنابراین چیزی که امروز شاهدش هستیم، ادامه یافتن حیات نشر نیست، بلکه آب رفتن نشر است.
ساسانی گفت: اگر بخواهم حرفم را با یک مثال بزنم، میگویم
” مگر گینه بیسائو ناشر و نشر و کتاب دارد؟ چه استبدادی وجود دارد که ما مثل گینه بیسائو نشویم؟ باید از این مردم پرسید چهطور میشود با این میزان جمعیت، 500 نسخه از یک کتاب فروش نرود؟ “
وی در ادامه درباره ادامه کار نشر گفت: ما امروز رسما تعطیل هستیم. معلوم است که نمیتوانیم ادامه بدهیم. شما امروز به دفتر نشر افکار تلفن کنید، اولین حرفی که به شما گفته میشود، این است که کار جدید قبول نمیکنیم. یعنی هیچ کاری را قبول نمیکنیم. خب من هم کم کم کارمندانم را مرخص میکنم، محل دفترم را کوچکتر میکنم و در نهایت کار نشرم تمام میشود. ممکن است در این میان که ناشران کارشان تعطیل میشود، کار چند ناشر رونق بگیرد، اما این را نمیشود به حساب رونق گرفتن همه گذاشت.
” تا حالا دیدهاید کسی بپرسد قیمت کتاب چه شد؟ چرا کتاب؛ چرا سینما را نگوییم؟ سینما هم همین وضع را دارد. “
مدیر انتشارات افکار همچنین گفت: مگر گینه بیسائو ناشر و نشر و کتاب دارد؟ چه استبدادی وجود دارد که ما مثل گینه بیسائو نشویم؟ باید از این مردم پرسید چهطور میشود با این میزان جمعیت، 500 نسخه از یک کتاب فروش نرود؟ چه زوری وجود دارد که ما مثل گینه نشویم؟ مگر گینهایها بندگان خدا نیستند؟ حالا ناشر و نشر ندارند، اما بنده خدا که هستند. اصلا برای چه کسی مهم است که کتاب چه شد و به کجا رسید؟
ساسانی گفت: وقتی یک جنس یا اقلام مختلف کمیاب میشود، مردم همه پیگیر میشوند که دلیلش چیست، اما تا حالا دیدهاید کسی بپرسد قیمت کتاب چه شد؟ چرا کتاب؛ چرا سینما را نگوییم؟ سینما هم همین وضع را دارد. حرف کلی این است که این میزان فعالیتی که در کشورمان در حوزه نشر میشود، پاسخی ندارد. یک کتاب را با رقم تیراژ کم چاپ میکنی، ولی 2 سال طول میکشد تا به فروش برود.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 15:57 توسط سید
|
شعار وبلاگ: خدایا به ما پول بده و به مسئولین ما عقل !!!