کلان نگری؛ گم شده مدیران
امروز یک چیز می‌گویند و فردا که سمتشان تغییر می‌کند، رفتارشان هم متفاوت می‌شود؛ شاید ریشه این تحولات سیاسی باشد اما عجیب است که در مجموعه زیر دست مامور سابق حفظ نظم، بی‌نظمی ببینیم و یا با وتو کردن طرح خودی مواجه شویم. حوادثی در حد استثنا در دنیا که البته تا حد زیادی برای ما عادی شده است؛ به شرطی که مدیران هم شغل قبلیشان را از یاد نبرند!
کد خبر: ۲۲۴۱۳۱
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۵
انحصار طلبی بد است اما از آن بد‌تر، خودخواهی است. مخصوصا زمانی که سمت هم داشته باشید و خوب و بد اعمالتان، مستقیم یا با واسطه به عده‌ای دیگر سرایت کند. به نظر می‌رسد که یکی از کارکرد‌های قانون، جلوگیری از همین مسائل است؛ مقابله با ضعف مدیران، ‌ البته به شرطی که سمت مدیر، خیلی بالا نباشد!

«به محض آمدن یک قطره باران یا برف در وضع رفت و آمد این چنین اختلال ایجاد می‌شود»؛ بیان همین یک جمله هم کافی بود تا شهردار وقت کلانشهر تهران مترصد فرصت پاسخگویی باشد. رئیس جمهور بابت نیم ساعت تاخیر در رسیدن به دانشگاه تهران، به جای «کسانی که چنین وضعی را نمی‌توانند اداره کنند» از حاضرین عذر خواست و چند روز بعد، شهردار در مراسمی که برخی رسانه‌ها حاضر بودند، از اینکه رئیس دستگاه اجرایی در ترافیک معطل شده، ابراز خوشحالی و تاسف کرد؛ تاسف از اینکه چرا رئیس جمهور در ترافیک مانده و خوشحالی برای برکات این معطلی؛ آشنایی با مشکل مردم و شاید کمک برای گره گشایی معضلات پایتخت. لحن آن روز شهردار حالا دیگر غریبه نیست...
به گزارش «تابناک»، اختلاف نظر بین دو نهاد، اداره، و یا حتی دو نماینده مجلس، ‌ از آن دست مسائلی است که از فرط روزمرگی، چه بسا اصلا جذابیت نداشته باشد. داستانی تکراری که برای بیشتر کارمندان ادارات مختلف ملموس است و حکم یادآوری کننده اختلافاتی را دارد که‌گاه به شدت بیخ پیدا می‌کند و حتی دخالت بالادستی‌ها هم برای خاتمه دادن به آن کافی نخواهد بود؛ به نظر می‌رسد که طرفین ماجرا، محدود به دور و اطراف خود شده‌اند و قدرت دیدن مسائل کلان را ندارند.

شاید بتوان از تقابل بین شهرداری تهران و دولت، به عنوان شاخص‌ترین نمونه اختلاف مدیرتی، طی چند سال اخیر نام برد. داستانی قدیمی که فعلا به شدت سیاسی شده است و شاید بزرگ‌ترین دلیل آن، ‌ تجربه رسیدن به جایگاه اول قوه مجریه، از همین سکوی پرتاب شهرداری پایتخت بوده است. اختلافی که دخالت مجلس و قانون و... هم در آن بی‌تاثیر که نه، اما کم تاثیر بوده و چه بسا وقوع اتفاقاتی با رنگ و بوی انتقام را به دنبال داشته است.

اینجاست که نزاع بالا می‌گیرد و دو طرف در خفا و آشکار، بر سر راه هم سنگ اندازی می‌کنند. بدین ترتیب که شهردار قبلی، ‌ طی نامه‌ای از دولت می‌خواهد که یارانه بلیت مترو را تقبل کرده و بپردازند اما در زمان رسیدگی به همین درخواست، در حالی که خودش هم به عنوان رئیس جمهور در جلسه حاضر است، این درخواست رد می‌شود؛ آغازی برای کشمکش‌های مختلف بعدی که دخالت مجلس هم در آن موثر واقع نمی‌شود.

و البته در طرف مقابل هم، ‌جمع آوری آثار بجا مانده از طرح مونوریل و حذف دوربرگردان‌های ایجاد شده در دستور کار قرار می‌گیرد تا چه بسا بدین روش پیامی ارسال شده باشد. اقداماتی که با یک برچسب «غیر کار‌شناسی» توجیه می‌شود. جنگ گسترده‌تر می‌شود و کار به نقد دستاوردهای دو طرف کشیده می‌شود. اینجاست که رسانه‌های وابسته به دو طرف، تبدیل به بزرگ‌ترین منتقد طرف مقابل می‌شوند و دیگر کمتر کسی را می‌توان یافت که خوبی‌های طرف دیگر را بگوید.

و بدین ترتیب مدیران زیر دستی هم وارد ماجرا می‌شوند و حالا اختلاف به همه سطوح سرایت می‌کند. دیگر تنها صحبت پول بلوکه شده مترو در فلان صندوق دولتی نیست بلکه ممکن است نمایشگاه مدیریت جامع شهری در تهران برگزار شود و احتمالا چون برگزار کننده یک سازمان زیرمجموعه وزارت کشور است، شهرداری تهران در آن غرفه نداشته باشد. و یا ممکن است شهرداری قصد تغییر نرخ بلیت اتوبوسرانی شهری را پس از چند سال داشته باشد اما فلان اداره وابسته به دولت، حرفی در مخالفت با این اقدام بزند که به صفحه یک روزنامه‌های فردا بچسبد.


درجه آتش نشانان تهران را در بالا می‌بینید و درجه آتش نشانان ایران (منهای تهران!) را در پایین مشاهده می‌کنید!
به نظر شما اختلاف جزئی است یا کلی؟ همین اندازه اختلاف برای چیست و آیا قابل مذاکره نیست؟


چند وقتی است که بنا را بر یک شکل کردن لباس‌ها (همان یونیفرم) ‌ در مشاغل گوناگون گذاشته‌اند؛ از دانشجویان گرفته تا کارمندان ادارات مختلف. اینکه جریان از کجا شروع شد اهمیت زیادی ندارد بلکه جالب اینجاست که این گونه تصمیمات یک شبه گرفته می‌شود، یک شبه و به سلیقه یک مدیر؛ معیار انتخاب رنگ و نوع لباس هم که معمولا به سلیقه مدیر مربوطه بستگی دارد و بس! آیا این لباس‌ها تایید نیاز ندارند یا در بررسی تغییر لباس آتش نشان‌ها علت دیگری نهفته است؟
البته همیشه هم مخالفت‌ها اینقدر پر سر و صدا نیست؛ گاهی ممکن است وزارت کشور یک نوع لباس و درجه خاص را برای همه آتش نشانان سراسر کشور مصوب کند و مجوز لازم را از نهادهای نظامی دریافت کند اما شهرداری تهران ساز خودش را بزند؛ حاصل آتش نشانان تهرانی با درجه تهرانی و لباس تهرانی است.

به همین سادگی هر دو طرف تخلف می‌کنند تا لج هم را دربیاورند. عملیاتی تخریبی که‌گاه مواد لازم آن «مردم» هستند. به دست مدیرانی که از قضا کامل هم می‌دانند تخلفشان به چه معناست اما انگار نیت اصلاحی ندارند که اگر اینگونه نبود، برای یکبار هم که شده با هم نشست می‌گذاشتند و برای حل اختلافات، گفتگو می‌کردند!