اجاره نشين ها از افزايش اجاره بها و خانه به دوشي مي گويند
مکالمه دو نفره مشتري و بنگاه دار چند ثانيه اي بيشتر طول نمي کشد.مکالمه اي در حد يک سوال و جواب چند کلمه اي. مرد مي گويد:يک آپارتمان 50متري مي خواهم با 15ميليون تومان رهن و 300هزار تومان اجاره ماهيانه. بنگاه دار بدون اينکه نگاهي به فايل ها و پوشه هاي خانه هاي اجاره اي کند بي درنگ جواب منفي مي دهد و صحبتش را با ديگر مشتريها ادامه ميدهد. مرد مستاصل مي پرسد:يعني هيچ موردي نداريد؟بنگاه دار با بالا انداختن ابرو دست رد به سينه اش مي زند و با زبان بي زباني به مرد مي فهماند که بيشتر از اين مزاحم نشو! با ديدن اين صحنه در يکي از آژانس هاي مسکن مناطق مرکزي شهر،تصميم مي گيرم همراه مرد از بنگاه خارج شوم و از مشکلاتش بپرسم.مرد کارمند يک شرکت خصوصي است و با يک حقوق 700هزار توماني بايد خرج يک خانواده پنج نفره را بدهد؛ خودش، همسرش و سه فرزندي که با وجود شروع سال تحصيلي هنوز درگير پيدا کردن خانه اند و بايد از مدرسه و همکلاسي هايشان تا چند روز ديگر خداحافظي کنند و به محله جديدي بروند. دل پردردي دارد و گويي براي حرف هايش دنبال گوشي شنوا بوده است.مي گويد:دو ماه است که به تمام بنگاه هاي اين محل و حتي خيابان هاي اطراف سر زده ام. روزي نبوده که آگهي نيازمندي هاي روزنامه ها را ورق نزده باشم، حتي براي پيدا کردن يک آپارتمان يک خوابه چندين بار در روزنامه آگهي نياز به اجاره داده ام اما...
هزينه هاي سرسام آور اجاره نشيني
مجيد که سال قبل با 12ميليون پول پيش و ماهيانه 250هزار تومان خانه اي را که درحال حاضر در آن سکونت دارد اجاره کرده است مي گويد:با اين وضع اقتصادي توانستم با وام و قرض سه ميليون تومان به مبلغ رهن اضافه کنم و ماهي 50هزار تومان هم به روي مبلغ اجاره ام بگذارم.ولي با اين پولها نتوانستم حتي يک زيرپله اي اجاره کنم!
آسيب هاي جابه جايي منزل در فصل مدرسه
مجيد بيش از همه نگران بچه هايش است و اينکه جابه جا شدن در اين ايام چه لطمه اي به شرايط روحي و تحصيلي فرزندانش وارد مي کند. او در ادامه مي گويد:دخترم سال سوم و يکي از پسرها هم سال ششم ابتدايي است.پسر بزرگم هم امسال دبيرستاني شده است. مي گويم چرا زودتر به فکر نقل و انتقال نيفتاديد تا دراين شرايط مجبور نشويد جابه جا شويد؟با لبخندي تلخ در جوابم مي گويد: دو ماه است که تمام خيابان ها را گز کرده ام بنگاهي نبوده که به آن سر نزده باشم.خانمم از صبح تا ظهر به بنگاه ها سر مي زند و من هم بعد از ظهرها کارم شده خانه پيدا کردن.صاحب خانه هم خانه اش را براي فروش گذاشته و همين امروز و فرداست که با به فروش رفتن خانه اش اسباب و اثاثيه مان را به خيابان بريزد. به مسيرم در خيابان ادامه مي دهم،خياباني که در آن به فاصله هر 100متر يک بنگاه مسکن قد علم کرده و قرار است براي مردم سرپناه پيدا کنند. به سراغ يکي از همين بنگاه هاي مسکن مي روم و از اوضاع اجاره بها مي پرسم.در جوابم مي پرسد:چقدر بودجه داري؟ الان در اين منطقه با 25ميليون پول پيش و ماهيانه 400هزار تومان اجاره مي توانم يک آپاتمان 50متري خوش نقشه برايت پيداکنم ولي با مبلغي کمتر از اين متاسفانه نمي توانم. برق از سرم مي پرد و ناخود آگاه مي گويم چه خبر است؟ بي تفاوت نگاهم مي کند و مي گويد:همه چيز گران شده،انتظار داري اجاره خانه افزايش پيدا نکند.بعدهم ما کارهاي نيستيم صاحبخانه ميزان اجاره درخواستي اش را اعلام مي کند و ما خانه اش را اجاره مي دهيم. در بيشتر مواقع هم سعي مي کنيم اجاره را پايين بياوريم تا معامله به انجام برسد. هنوز صحبت هايمان تمام نشده بودکه زوج جواني وارد آژانس مسکن مي شوند و مرد جوان مي گويد:يک آپارتمان 60متري نوساز مي خواهيم با ۳۰ ميليون تومان پول پيش وماهي 100هزار تومان اجاره.مشاور آژانس مسکن در جوابش مي گويد:با ۳۰ ميليون تومان در اين منطقه نمي توانيد آپارتمان نوساز پيداکنيد.فايل هايش را مرور مي کند وبا کمي مکث مي گويد:يک آپارتمان 60متري دارم ،60ميليون تومان رهن کامل؛ جوابي ناخوشايند که زوج جوان را با تشکري آرام به بيرون مغازه راهنمايي مي کند.
پرداخت کميسيون به بنگاه و آسيب رسيدن به وسايل هم...
خدارا شکر در اين گشت و گذار چند ساعته دربنگاه هاي مسکن به يک مورد هم برخورديم که بالاخره مالک و مستاجر باهم به توافق رسيدند و قرار است مبايعه نامه امضا کنند.پس از پايان يافتن کارشان به سراغ مستاجر مي روم و از مشکلات اجارهنشيني در اين شهر مي پرسم. حسين که خانه جديدش را با 15ميليون پول پيش و 870هزار تومان اجاره ماهيانه اجاره کرده است مي گويد:اجاره نشيني مشکلات زيادي دارد.اولين مشکل اين است که بايد هر سال يا 20ميليون تومان به پول پيش اضافه کني يا ماهيانه 300تا 400هزار تومان روي اجاره ماهيانه بگذاري.جدا از اينکه با هر بار جابه جايي اسباب و اثاثيه و وسايل زندگي آسيب مي بيند و هزينه زيادي را به خانوار تحميل مي کند.حالا بماند که براي يک جابه جايي ساده بايد 300تا 400هزار تومان به عنوان کميسيون به بنگاه معاملات املاک بپردازي، پول باربري، آسيب ديدن وسايل و از کار افتادن و خستگي را هم بايد به آن اضافه کني. همسر حسين حرف هاي شوهرش را قطع مي کند و مي گويد:پردههاي خانه قبلي مان به اين خانه نمي خورد و بايد کلي هم هزينه براي عوض کردن پرده ها و ديگر نيازهاي اساسي يک خانه جديد کنار بگذاريم.خلاصه بگويم يک جابه جايي کلي ما را از لحاظ اقتصادي عقب مي اندازد و تا يکسال بايد اقساط وامهايي را پرداخت کنيم که براي جابه جا شدن از جاهاي مختلف گرفتهايم.وقتي هم که مي خواهيم در خانه جديد جا بيفتيم سر سال مي شود و بايد دوباره اسباب کشي کنيم.
کابوس اجاره نشيني به پايان مي رسد؟
ارسال به دوستان
ذخیره
شعار وبلاگ: خدایا به ما پول بده و به مسئولین ما عقل !!!