درسی که روسیه به اهل دین ما میدهد
درسی که روسیه به اهل دین ما میدهد
در دوران پیش از کمونیستها، همه ابعاد زندگی مردم روس به کلیسا و اهل دین وابسته بود. روسیه پر از کلیسا و محلهای مذهبی مسیحی بود و مراسم مذهبی به طور جدی برگزار میشد و در یک کلام، مردم با صدای ناقوس کلیسا زندگی میکردند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تابناک، گروه کوچکی از دختران روس برای این کشور مشکلی بزرگ درست کردهاند. این روزها، گزارشهای مربوط به موجی از حمله به کلیسا و نمادهای مذهبی به دست شمار اندکی از جوانان روس، بر رسانههای این کشور و اخبار مربوط به آن سایه افکنده است.شاید به پیروی از تصویر قالب ساخته شده از شوروی جنگ سرد، روسیه را کشوری غیرمذهبی و دینستیز بدانیم، اما واقعیت این است که روسیه دستکم در قیاس با دیگر کشورهای اروپایی، چهره مذهبی خود را برای مدتی طولانیتر و به طور جدی نگه داشت؛ نشان به آن نشان که تا پیش از به قدرت رسیدن سرخها در شوروی سابق، تزارهای روس به همان شدت و حدت دهقانان روس و بلکه محکمتر به رفتار مذهبی مقید بودند و از کلیسا برای به دست آودن مشروعیت و مقبولیت عمومی بهره میگرفتند.در دوران پیش از کمونیستها، همه ابعاد زندگی مردم روس به کلیسا و اهل دین وابسته بود. روسیه پر از کلیسا و محلهای مذهبی مسیحی بود و مراسم مذهبی به طور جدی برگزار میشد و در یک کلام، مردم با صدای ناقوس کلیسا زندگی میکردند. عصر کمونیسم که از سال ۱۹۱۷ آغاز شد، دوران خوبی برای دین و دینمداری روسها نبود. دستکم در باور عمومی ما ایرانیها، کمونیسم و سرخبازی، معادل الحاد و بیخدایی است. گفته میشود که میزان کلیساهای روسیه از ۵۴ هزارتای پیش از آغاز جنگ اول جهانی در سال ۱۹۱۴ به حدود پانصد کلیسا در سال ۱۹۴۱ کاهش یافته است؛ بیشتر کنیسههای یهودیان بسته شد و تعداد مساجد از ۲۵هزارتای پیش از آمدن کمونیستها به نزدیک پانصد تا رسید و بسیاری از آنها به انباری تبدیل شدند؛ هر چند استالین از خدا بیخبر! هم، در دوران جنگ جهانی دوم، نیاز کشور به دین و نفوذ آن را درک کرد. زمان گذشت و دنیا به دهه ۱۹۹۰ رسید و جامعه و حکومت پوسیده اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از هم پاشید. باز علاقه مردم روسیه به دین چهره نمود و کلیساها ارج و اعتبار سابق خود را باز یافتند و دین به صحنه بازگشت و کار به جایی رسید که یلتسین همیشه مست و مخمور، پیش از برخی سفرهای مهم خود به کلیسا میرفت تا مقامات ارشد کلیسای ارتدکس، دعای خیر خود را بدرقه راه وی کنند؛ نه فقط مسیحیت ارتدکس روسی، که سایر ادیان هم برای کسب پیروان بیشتر در روسیه به پا خاستند؛ از بوداییها و هندوها و مسیحیت کاتولیک گرفته تا مسلمانانی که مدعیاند با روند موجود در سال ۲۰۵۰، دین اسلام دین اول روسیه خواهد شد. اما به یکباره در روسیهای که ظاهرا به سمت دین در حرکت است، گروهی از جوانان پیدا شدهاند که هر مشکلی را و یا هر چه را که ناخوشایند است از چشم دین میبینند. یک گروه موسیقی دخترانه، که اعضای اولیه آن هفت نفر اعلام شدهاند و خودشان مدعی هستند وابسته به گروههای سیاسی نیستند، برای نشان دادن اعتراضات خود به توهین به مقامات و نمادهای مذهبی متوسل شدهاند. پیش از این هم اعضای یک گروه زنانه اوکراینی برای نشان دادن اعتراض خود در مسائل سیاسی، استفاده از راههای غیرمعمول را باب کردند؛ از آن جمله، یکی از اعضای این گروه در وضعیتی زننده به یکی از مقامات مهم کلیسای روسیه در سفر به اوکراین حمله کردند و روی بدن خود نوشته بود او را بکشید. مدتی بعد، پنج دختر روس به کلیسای مهمی در مسکو رفتند و از خود رفتاری را نشان دادند که توهین شدید به دین و اخلاقیات و مذهب دانسته شد. از این پنج نفر، سه نفر که شناسایی شدند در دادگاه محاکمه شده و به دو سال زندان محکوم شدهاند. دو نفر دیگر هم ظاهرا از روسیه گریختهاند و در کشورهای دیگر به دنبال پیگیری و توسعه رفتارهای خود هستند. نظرسنجیها نشان میدهد که جامعه روسیه به طور جدی با ضرورت مجازات رفتار این دختران موافق است. ۸۶ درصد روسها در یک نظرسنجی ابراز داشتهاند که از کار اجتماعی اجباری گرفته تا زندان، به هر حال مجازات برای این افراد ضروری است و ۵ درصد روسها بر این باور بودهاند که این افراد نباید مجازات شوند. اما واکنش به مجازات زندان برای این سه دختر به مرزهای روسیه محدود نماند. عدهای در اروپا و به ویژه اروپای شرقی با این دختران اعلان همبستگی کردند، در مقابل برخی اماکن دیپلماتیک روسیه در خارج از این کشور تظاهرات اعتراضآمیز نسبت به حکم دادگاه برگزار شد و حتی باراک اوباما و برخی مقامات دیگر غربی به آن اعتراض کردند که با واکنش تند وزیر خارجه روسیه روبهرو شدند. اما توهین به دین و کلیسا به همان توهین اولیه گروه دختران محدود نماند و در آغاز گروهی از دختران اوکراینی، یک صلیب را با اره برقی بریدند و به شکل موهنی در کنار آن عکس و فیلم گرفتند. این حرکت و انتشار آن در اینترنت به مشکل جدیدی یعنی تب کلیساستیزی در روسیه منجر شده است. بنا بر گزارشها، تاکنون دستکم در چهار مورد در روسیه، صلیبها قطع و در مواردی، کلیساها به آتش کشیده شده است. نکته مهم این که تنها مخاطب این رفتارها، مردم روسیه نیستند، بلکه زبان انگلیسی شعارهای نوشته شده یا نام انگلیسی این گروهها، نشان میدهد که بازتاب رفتارشان در خارج از کشور برایشان مهم است. شاید بشود گفت، روسیه با افرادی روبهروست که از حمایت داخلی کمی برخوردارند، ولی توانستهاند برای دولت و کلیسای روسیه مشکلی بسیار جدی درست کنند. هرچند ظاهر ماجرا هم این است که رفتار چند دختری که هنوز به سی سال هم نرسیدهاند، از فکر و تعمق فراوانی هم ناشی نشده است. ریشههای این رفتارها، آینده آن، بازتولید آن در دیگر کشورها، مشابهتها با برخی رفتارهای دینستیزانه در کشورهای اسلامی و مانند آن، موضوعاتی است که شکافتن آن کار متخصصان است. قیاس ایران و روسیه یا قیاس اعتقادات اسلامی با اعتقادات کلیسای روسیه هم چندان معقول نیست، اما این مطلب را یک هشدار بدانید برای مشکلی که رگههای خفیفتر آن قابل دیدن است.
در دوران پیش از کمونیستها، همه ابعاد زندگی مردم روس به کلیسا و اهل دین وابسته بود. روسیه پر از کلیسا و محلهای مذهبی مسیحی بود و مراسم مذهبی به طور جدی برگزار میشد و در یک کلام، مردم با صدای ناقوس کلیسا زندگی میکردند.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از تابناک، گروه کوچکی از دختران روس برای این کشور مشکلی بزرگ درست کردهاند. این روزها، گزارشهای مربوط به موجی از حمله به کلیسا و نمادهای مذهبی به دست شمار اندکی از جوانان روس، بر رسانههای این کشور و اخبار مربوط به آن سایه افکنده است.شاید به پیروی از تصویر قالب ساخته شده از شوروی جنگ سرد، روسیه را کشوری غیرمذهبی و دینستیز بدانیم، اما واقعیت این است که روسیه دستکم در قیاس با دیگر کشورهای اروپایی، چهره مذهبی خود را برای مدتی طولانیتر و به طور جدی نگه داشت؛ نشان به آن نشان که تا پیش از به قدرت رسیدن سرخها در شوروی سابق، تزارهای روس به همان شدت و حدت دهقانان روس و بلکه محکمتر به رفتار مذهبی مقید بودند و از کلیسا برای به دست آودن مشروعیت و مقبولیت عمومی بهره میگرفتند.در دوران پیش از کمونیستها، همه ابعاد زندگی مردم روس به کلیسا و اهل دین وابسته بود. روسیه پر از کلیسا و محلهای مذهبی مسیحی بود و مراسم مذهبی به طور جدی برگزار میشد و در یک کلام، مردم با صدای ناقوس کلیسا زندگی میکردند. عصر کمونیسم که از سال ۱۹۱۷ آغاز شد، دوران خوبی برای دین و دینمداری روسها نبود. دستکم در باور عمومی ما ایرانیها، کمونیسم و سرخبازی، معادل الحاد و بیخدایی است. گفته میشود که میزان کلیساهای روسیه از ۵۴ هزارتای پیش از آغاز جنگ اول جهانی در سال ۱۹۱۴ به حدود پانصد کلیسا در سال ۱۹۴۱ کاهش یافته است؛ بیشتر کنیسههای یهودیان بسته شد و تعداد مساجد از ۲۵هزارتای پیش از آمدن کمونیستها به نزدیک پانصد تا رسید و بسیاری از آنها به انباری تبدیل شدند؛ هر چند استالین از خدا بیخبر! هم، در دوران جنگ جهانی دوم، نیاز کشور به دین و نفوذ آن را درک کرد. زمان گذشت و دنیا به دهه ۱۹۹۰ رسید و جامعه و حکومت پوسیده اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از هم پاشید. باز علاقه مردم روسیه به دین چهره نمود و کلیساها ارج و اعتبار سابق خود را باز یافتند و دین به صحنه بازگشت و کار به جایی رسید که یلتسین همیشه مست و مخمور، پیش از برخی سفرهای مهم خود به کلیسا میرفت تا مقامات ارشد کلیسای ارتدکس، دعای خیر خود را بدرقه راه وی کنند؛ نه فقط مسیحیت ارتدکس روسی، که سایر ادیان هم برای کسب پیروان بیشتر در روسیه به پا خاستند؛ از بوداییها و هندوها و مسیحیت کاتولیک گرفته تا مسلمانانی که مدعیاند با روند موجود در سال ۲۰۵۰، دین اسلام دین اول روسیه خواهد شد. اما به یکباره در روسیهای که ظاهرا به سمت دین در حرکت است، گروهی از جوانان پیدا شدهاند که هر مشکلی را و یا هر چه را که ناخوشایند است از چشم دین میبینند. یک گروه موسیقی دخترانه، که اعضای اولیه آن هفت نفر اعلام شدهاند و خودشان مدعی هستند وابسته به گروههای سیاسی نیستند، برای نشان دادن اعتراضات خود به توهین به مقامات و نمادهای مذهبی متوسل شدهاند. پیش از این هم اعضای یک گروه زنانه اوکراینی برای نشان دادن اعتراض خود در مسائل سیاسی، استفاده از راههای غیرمعمول را باب کردند؛ از آن جمله، یکی از اعضای این گروه در وضعیتی زننده به یکی از مقامات مهم کلیسای روسیه در سفر به اوکراین حمله کردند و روی بدن خود نوشته بود او را بکشید. مدتی بعد، پنج دختر روس به کلیسای مهمی در مسکو رفتند و از خود رفتاری را نشان دادند که توهین شدید به دین و اخلاقیات و مذهب دانسته شد. از این پنج نفر، سه نفر که شناسایی شدند در دادگاه محاکمه شده و به دو سال زندان محکوم شدهاند. دو نفر دیگر هم ظاهرا از روسیه گریختهاند و در کشورهای دیگر به دنبال پیگیری و توسعه رفتارهای خود هستند. نظرسنجیها نشان میدهد که جامعه روسیه به طور جدی با ضرورت مجازات رفتار این دختران موافق است. ۸۶ درصد روسها در یک نظرسنجی ابراز داشتهاند که از کار اجتماعی اجباری گرفته تا زندان، به هر حال مجازات برای این افراد ضروری است و ۵ درصد روسها بر این باور بودهاند که این افراد نباید مجازات شوند. اما واکنش به مجازات زندان برای این سه دختر به مرزهای روسیه محدود نماند. عدهای در اروپا و به ویژه اروپای شرقی با این دختران اعلان همبستگی کردند، در مقابل برخی اماکن دیپلماتیک روسیه در خارج از این کشور تظاهرات اعتراضآمیز نسبت به حکم دادگاه برگزار شد و حتی باراک اوباما و برخی مقامات دیگر غربی به آن اعتراض کردند که با واکنش تند وزیر خارجه روسیه روبهرو شدند. اما توهین به دین و کلیسا به همان توهین اولیه گروه دختران محدود نماند و در آغاز گروهی از دختران اوکراینی، یک صلیب را با اره برقی بریدند و به شکل موهنی در کنار آن عکس و فیلم گرفتند. این حرکت و انتشار آن در اینترنت به مشکل جدیدی یعنی تب کلیساستیزی در روسیه منجر شده است. بنا بر گزارشها، تاکنون دستکم در چهار مورد در روسیه، صلیبها قطع و در مواردی، کلیساها به آتش کشیده شده است. نکته مهم این که تنها مخاطب این رفتارها، مردم روسیه نیستند، بلکه زبان انگلیسی شعارهای نوشته شده یا نام انگلیسی این گروهها، نشان میدهد که بازتاب رفتارشان در خارج از کشور برایشان مهم است. شاید بشود گفت، روسیه با افرادی روبهروست که از حمایت داخلی کمی برخوردارند، ولی توانستهاند برای دولت و کلیسای روسیه مشکلی بسیار جدی درست کنند. هرچند ظاهر ماجرا هم این است که رفتار چند دختری که هنوز به سی سال هم نرسیدهاند، از فکر و تعمق فراوانی هم ناشی نشده است. ریشههای این رفتارها، آینده آن، بازتولید آن در دیگر کشورها، مشابهتها با برخی رفتارهای دینستیزانه در کشورهای اسلامی و مانند آن، موضوعاتی است که شکافتن آن کار متخصصان است. قیاس ایران و روسیه یا قیاس اعتقادات اسلامی با اعتقادات کلیسای روسیه هم چندان معقول نیست، اما این مطلب را یک هشدار بدانید برای مشکلی که رگههای خفیفتر آن قابل دیدن است.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 19:49 توسط سید
|
شعار وبلاگ: خدایا به ما پول بده و به مسئولین ما عقل !!!