داستان تکان دهنده از یک روز قبرستان نوردی؛ زنی قبر شوهر را برای مهریه اجرا گذاشت! +تصاویر
قانون مهریه در هفته های اخیر در تصمیمی مدبرانه از سوی قاضی القضات کشور، با اصلاحی همراه شد که بر مبنای این اصلاحات، از این پس دیگر هیچ مردی به واسطه مهریه سنگین به زندان نخواهد رفت و این ابزار دست گروهی از زنان برای کنترل و حتی ارعاب همسرانشان که توسط عده ای ابزاری برای کلاهبرداری نیز شده بود و باعث شکل گیری ازدواج های چندروزه یا چندهفته ای صرفاً به قصد دریافت نصف یا تمام مهریه نیز گشته بود، کند شد و از این پس مردان بابت عدم استطاعت پرداخت مهریه پشت میله های زندان را تجربه نمی کنند و بخش عمده بیست هزار زندانی مهریه یا آزاد شده اند و یا در مسیر آزادی قرار دارند؛ با این حال هنوز عواقب نه چندان جالب قانون پیشین مشهود است؛ عواقبی که یکی از آنها پشت شیشه سردخانه بهشت زهرا قابل مشاهده بود.
به گزارش «بازتاب»؛ بهشت زهرا اینک دیگر از بسیاری از شهرک های اطراف تهران نیز وسعت بیشتری یافته و این آرامگاه با چند میلیون مقبره ای که در خود جای داده، می رود تا رقیب بزرگ ترین قبرستان های جهان شود و دور نیست که قبرستان وادی السلام در عراق که سابقه تاریخی دارد و حتی قبر پیامبران در آن جای گرفته از نظر وسعت و تعداد قبور از بهشت زهرا عقب بماند؛ مساحت وسیعی که هر روز وسیع تر می شود و بر سرعت این توسعه نیز سال به سال افزوده می شود، حکایت از افزایش جمعیت تهران و همچنین افزایش مرگ و میرهای تهرانی ها و ساکنین تهران دارد و همین مسئله مدیریت بر این مجموعه را روز به روز دشوارتر و پیچیده تر می سازد و هر زمان برنامه جدیدی برای توسعه این مقابر در دستور کار قرار می گیرد.

در حالی که قطعاتی در حال ساخت و چینش هستند و قطعات ابتدایی بهشت زهرا نیز بازسازی یا چند طبقه برای استفاده مجدد می شوند، قطعات همجوار قطعه های تازه ساز بهشت زهرا تقریباً پر شده اند و قبرکن ها به بازماندگانی که نگران دفن امواتشان در قطعات 309 به بعد هستند، این مژده را می دهند که خیلی زودتر از آنچه تصور کنند، این قطعات به آبادی قطعات قدیمی می شوند و اصلاً نگران قرار گرفتن قبر وسط این بیابان نباشند. قبرکن ها چه در کندن، چه پایین کشیدن مرده و چه انعام گرفتن از داغدارانی که صحبت با ایشان هم کار ساده ای نیست، کاملاً حرفه ای اند و این نتیجه روزانه ده الی بیست مرده دفن کردن است. با این حال برخی شان عنوان می کنند برایشان چندان هم راحت نیست، به خصوص وقتی قرار است بچه های معصوم را دفن کنند که برخلاف گذشته به جای یک قبر کامل علی الظاهر قبرهای کوچکی برایشان در نظر گرفته می شود.
بهشت زهرا همان گونه که مساحتش افزایش می یابد، امکاناتش نیز در حال توسعه و به روزرسانی است و این اتفاق اجتناب ناپذیر می نماید؛ از تغییرات بعضاً مثبت و عمدتاً منفی قطعه شهدا و سقف زنی های بی منطق که بگذریم، پوشش سبز و یادمان ها و عناصر قابل توجهی در این مجموعه شکل گرفته و اقدامات مدیریت شهری همچون بحث فضای سبز و نظافت پیاپی این مجموعه نیز کار را دشوار کرده اما علی الظاهر بهشت زهرا نیز مکانیزه شده و شاهد ماجرا ساخت مجموعه اداری و سردخانه نیمه مکانیزه جدید برای بزرگ ترین قبرستان ایران است؛ مجموعه ای تحت عنوان "عروجیان" که امور اداری برای اموات به سرعت در آن انجام می شود و این سرعت هم بی خرج نیست و دیگر نمی توان درباره قبرهای صد هزار تومانی در این منطقه صحبت کرد و انگار تورم دست از سر کفن پوشان هم برنداشته است!
بسیاری از مراجعان تصور نمی کنند چنین لیست هزینه هایی در بهشت زهرا انتظارشان را بکشد و این هزینه ها زمانی عجیب و غریب می شود که چندین سال پیش قبری خریده یا خریده و بخشی از مبلغ را نپرداخته باشید و حالا قصد دفن میتی را داشته باشید.
آن زمان تازه شاهد چرتکه اندازی های مسئولان محترم و ارائه ارقام تکمیلی طبق فرمول های بهشت زهرا خواهید بود که در نوع خود عجیب و غریب است که اگرچه بخشی از آن جهت حفظ و نگهداری این مجموعه عظیم اجتناب ناپذیر است، اما در کل مشمول عددهای بزرگی می شود که تا چندده میلیون هم پیش می رود و این ارقام برای شخصی که قصد دارد مادرش را در قبر کناری پدرش دفن کند، چندان قابل هضم نیست و در نتیجه برخی نه در عروسی که در عزاداری بستگان درجه اولشان زیر قرض های میلیونی برای عمل به وصیت بستگان می روند که البته باید توصیه کرد از این رفتار بپرهیزند.
چرا که بعد از این مرحله عمل صالح ملاک بوده و بسیاری از ملعونین کنار قبر بسیاری از بزرگان دین دفن بوده و بسیاری صالحین در خرابات و مشخص است کدام گروه راهی بهشت می شوند.
از دیگر نکات جالب و البته تاسف آور درباره تشییع جنازه، سیل عظیم جمعیت برای تماشای مداوم غسل و کفن اجساد امواتی بود که اکثراً نسبتی با ایشان نداشتند (برخی بیش از یک ساعت به انضمام خنده و شوخی در گوشی) و این یادآور همان اشخاصی است که سحرگاه با یک بسته تخمه آفتابگردان به تماشای مراسم اعدام می روند و اگر موقعیت مناسبی نداشته باشند، جهت از دست ندادن این صحنه ها، از تیرهای چراغ برق بالا می روند! گروهی عمدتاً از نوجوانان و جوانان نیز رفتاری به مراتب بدتری داشتند و در عملی که به نظر می رسید از سر گرسنگی باشد، برای صرف ناهار سوار اتوبوس هایی می شدند که راهی سالن های پذیرایی از بازماندگان بودند و پیش از سوار شدن از مقصد اتوبوس ها اطمینان مکرر حاصل می کردند.
جالب تر از اینها اما حکمی بود که در سالن اداری عروجیان جنب غسالخانه و در روی در امور اداری نصب شده بود؛ حکمی از دادگاه خانواده برای وصول مهریه و مهریه، ملکی نبود جز قبر شوهر محترم!
علی الظاهر خانم زرنگ ماجرا که مهریه صد و نود و هشت میلیون تومانی اش را اجرا گذاشته بود، برای معرفی مال حتی به قبر همسر محترم نیز رحم نکرده بود و این قبر با توجه به قیمت کارشناسی به مبلغ 24 میلیون تومان برای وصول بخشی از مهریه زوجیه به مزایده گذاشته شده بود که برخی بازماندگان اموات نیز در حین طی امور اداری، با چرتکه انداختن در این فکر بودند که می صرفد در این مزایده پیروز شوند یا قیمت نسبت به موقعیت قبر بالاست؟!

اما مهم ترین بخش سفر به بزرگ ترین قبرستان کشور، سفر به داخل قبر است که پیشنهاد می شود این سفر را از دست ندهید و برای یک بار هم که شده تجربه فرو رفتن در یکی از قبرهای سه طبقه را داشته باشید؛ قبرهایی که عمق و تنگی شان، به خوبی نزدیکی مرگ را برای سرانگشتان هر بنی آدمی ترجمه می کنند و نگارنده نیز این تجربه را با گوشت و پوست درک کرد، به خصوص وقتی صورت میت را بر روی خاک گذاشت و سنگ های لحد را بر بدن میت قرار داد.
قبرستان علی رغم افسردگی که ممکن است برای برخی به همراه بیاورد، عبرتگاهی است که بکری اش را از دست نمی دهد و چه خلوت است این عبرتگاه در قیاس با میلیون ها رفتگانی که چشم انتظار بازماندگانشان هستند.
شعار وبلاگ: خدایا به ما پول بده و به مسئولین ما عقل !!!