رواج خرافه پرستي در ميان قشر دانشگاهي
رواج باورهاي خرافي در ميان قشر دانشگاهي به معضلي تبديل شده که به نظر مي رسد براي ريشه کني آن، مشارکت همه جانبه مردم و مسئولان لازم است

به گزارش موج، رواج باورهاي خرافي در ميان قشر دانشگاهي به معضلي تبديل شده که به نظر مي رسد براي ريشه کني آن، مشارکت همه جانبه مردم و مسئولان لازم است. در اين گزارش ضمن انعکاس ديدگاه يکي از فال گيران به بررسي ابعاد اين آسيب در جامعه مي پردازيم:

اساس قيمت مقطوع براي بالا بردن ارزش فال است
اين فال گير که قيمت فال هايش مقطوع است، درباره چيزي که آن را حرفه اش مي نامد مي گويد: ارزش کاري که من و همکارانم انجام مي دهيم با تخفيفي که برخي مي خواهند بگيرند پايين مي آيد. براي همين است که قيمت ها مقطوع بوده و پيش از انجام فال هزينه آن توسط منشي دريافت مي شود.

او که خود روزي پشت ميز وصندلي هاي دانشگاه و در رشته روانشناسي درس مي خوانده درباره مقولات ماوراء الطبيعه مي گويد: در جهان کساني وجود دارند که قدرت پيش بيني برخي امور را دارند. مثلا من مي توانم براي آينده تان چيزي هايي پيش بيني کنم که خودتان از انجام آن ناتوان ايد. او که به نظر مي رسد شگردهاي کلاهبرداري را از بر است، برخي رخدادهاي آينده را اين گونه بر مي شمرد: مثلا اين که آيا در سرنوشت کسي ازدواج، فرزند، شغل، فوت عزيزان يا اختلاف با کسي وجود خواهد داشت يا خير. بالاخره اين ها مي تواند به فرد کمک کند تا با توجه به اين موارد براي آينده اش برنامه ريزي کند.

فال گيري در رديف مشاغل پر درآمد
با نگاهي اجمالي به گفته هاي اين فال گير و همکارانش درمي يابيم که پيش آمدهايي که آن ها براي آينده پيش بيني مي کنند براي هر فردي قابل رخ دادن است. چيزي که البته او آن را از اساس رد مي کند: اگر اين رخدادها قابل پيش بيني توسط همه انسان ها بودف خودشان اين کار را انجام مي دادند.

او که متوسط درآمد اش را 8 ميليون تومان در ماه اعلام مي کند درباره نرخ قيمت هايش را بين 5 تا 50 هزار تومان عنوان مي کند: هزينه فال به نوع آن و البته مهارت متخصص(!) آن بستگي دارد. به طور کلي اين هزينه از 5 تا 50 هزار تومان است و اگر مراجعه کننده تمايل داشته باشد مي تواند به مناسبت هاي مختلف به من و منشي ام عيدي بدهد. گاهي پس از رخ دادن وقايعي که من پيش بيني مي کنم، فرد مراجعه و به من دست خوش نيز مي دهد.

هر چند او حاضر به تغيير ديدگاه اش درباره احتمال عدم وقوع پيش بيني هايي که او مي کند نيست، اما ترجيح مي دهد براي بي پايه بودن گفته هايش توجيهي بياورد که البته براي افراد ضعيف و تلقين پذير قابل قبول است: ممکن است فردي کارهايي انجام دهد که وقوع رخ دادها را به تعويق بيندازد. اما اين که بگوييم اين پيش آمدها به طور کلي رخ نمي دهند کاملا نادرست است.

آمار بالاي دانشجويان براي فال گيري
با اين که در آموزه هاي ديني و اصول علمي جايي براي باورهاي خرافي و مانور دهي رمالان و فال گيران ( البته اگر امثال او خود را رمال بنامند) وجود ندارد اما کساني هستند که از سويي دغدغه هزينه ثبت نامشان را دارند و از سويي ديگر با مراجعه به اين افراد سود جو درصدد پيش بيني آينده شان هستند. اين فال گير با بيان اين که اکثر مراجعه کنندگان اش دانشجويان هستند ادامه مي دهد: دانشجويان دختر بيشترين آمار مراجعه کنندگان را در بر مي گيرند. البته پسر ها هم از همکلاسي هايشان بخواهند تا به نيابت از آن ها فال بگيرند. اصل و اساس کار بر نيت (!) فرد است.

مشارکت همه جانبه براي ريشه کني خرافه پرستي
گزارش ام که تمام شد، در اين فکر بودم که در سالي که به نام توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني مزين شده و در شرايطي که تحريم هاي شديد عليه کشور، فشار اقتصادي دوچنداني را بر مردم وارد کرده، آيا صرف هزينه هاي ميليوني براي پيش بيني آن چه به گفته الهي در گرو سعي و تلاش خود فرد گذاشته شده چه توجيه اي دارد؟ در اين ميان پرسشي اساسي مطرح است و آن اين که آيا وجود کتاب هاي فال و طالع بيني در بازار جنبه موجه و مثبت به اموري چون فال و رمالي نداده است؟

هر چند به نظر مي رسد جمع آوري اين کتاب ها و البته معرفي فال گيران و رمالان همت نيروي محترم انتظامي و وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي را مي طلبد ،اما مشارکتي و عزمي ملي براي ريشه کني اين باورها لازم است. در پايان توجه خوانندگان گرامي را به آيه 11 سوره مبارکه رعد و تفسير بخشي از آن توسط حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) جلب مي کند:

«لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ»
خداوند هرگز اوضاع قومي را تغيير نمي دهد، تا اينکه خود آنان آنچه را که دارند تغيير دهند. هر چه هست از قامت نا ساز بي اندام ماست. تا ما نا جور نشويم، آنچه از بالا بر سر ما نازل مي شود، نا جور نمي شود؛ بلکه کاري مي کنيم که باران رحمت بر ما نقمت و عذاب مي شود.

تهيه و تنظيم: ژيلا آهنگرزاده