نگاهی دیگر به زندگی ماموران نیروی انتظامی در هفته ای که به نام آنهاست ؛
پلیس؛ تویی که نمی شناسمت!
گروه جامعه- بیژن شایان: صبح اول وقت که به سراغ ماشینم رفتم، دیدم تعدادی از اهالی محل دور آن جمع شده اند. شیشه سمت راننده شکسته و وسایل ماشین غارت شده بود.
تصمیم داشتم ماشین را برای تعمیر ببرم که یکی از همسایه ها گفت به110 زنگ بزن. پلیس را برای همین مواقع گذاشته اند. حدود هفت دقیقه طول کشید که یک مأمور نیروی انتظامی با موتور در محل حاضر شد. هر کسی نظری می داد، اما همه نگران دزدی بودند که مدت ها بود لاستیک، لوازم ماشین و حتی ماشین های محل را سرقت می کرد. همه از مامور ناجا می خواستند هرچه سریع تر دزد را بگیرد.
فکر می کنید، دزد هالوست؟
در این بین یکی از اهالی محل در قالب تهمتی به ماموران، اظهار نظر نامناسبی کرد و ادامه داد: در یک سال گذشته ماهی یک یا دو سرقت گزارش کرده ایم، چطور می شود که هنوز نتوانسته اند دزد را بگیرند؟ حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است. مأمور نیروی انتظامی که تا اینجا سکوت کرده بود و به حرف های مردم گوش می داد، یک باره از کوره در رفت و گفت: چرا تهمت می زنید؟ از ساعت هشت شب گذشته تا الان روی پا هستم و چشم روی هم نگذاشته ام. این به جای «دستت درد نکنه» است؟
مردی که این حرف را زده بود با شرمندگی سکوت کرد. اما مأمور نیروی انتظامی ول کن نبود و ادامه داد: منطقه ای که به من سپرده اند به اندازه ای وسیع است که اگر ابتدای شب گشت زنی را شروع کنم و تمام کوچه های منطقه را بگردم، چهار ساعت بعد می توانم دوباره به محل اول برگردم! شما فکر می کنید دزد هالوست؟ آن ها می دانند مأموری که از این کوچه عبور کرد، تا چندین ساعت دیگر باز نمی گردد. البته نه اینکه نخواهد، بلکه نمی تواند بازگردد. در همین مدت زمانی هم دزد ها کارشان را انجام می دهند.
به همسرم گفتم که «هرلحظه امکان دارد بیوه شوی»!
مأمور نیروی انتظامی با بیان این پرسش که آیا تا به حال دست خالی با 4بزهکار مسلح به چاقو و سلاح سرد روبه رو شده اید، گفت: بزهکار می داند که گیر افتادن مساوی با زندان رفتن است به همین دلیل با ماموران به قصد مجروح کردن و حتی کشتن روبه رو می شود. اگر فرار کرد که موفق شده واگر هم موفق نشود چیزی را از دست نداده و گیر افتاده است!
وی با اعلام اینکه در طول سال، ماموران بسیاری مجروح و کشته می شوند، گفت: روزی که برای خواستگاری و تشکیل زندگی رفته بودم به همسرم گفتم که «هرلحظه امکان دارد بیوه شوی». اکنون نیز هروقت از خانواده ام خداحافظی می کنم تا به سر کار بیایم به نوعی خداحافظی می کنم که گویی آخرین دیدار من با عزیزانم است.
نه مانند پلیس های سینمایی
این مامور نیروی انتظامی در پاسخ به این پرسش که با داشتن اسلحه گرم، چگونه احساس ناامنی می کند، گفت: فکر می کنید ما هم مثل پلیس های توی فیلم ها هستیم که یک متهم را دنبال کنیم و بتوانیم هر چقدر می خواهیم به سویش تیراندازی کنیم و چند تا ماشین و موتور را هم واژگون یا منفجر کنیم؟! این طور نیست. برای شلیک یک گلوله باید به زمین و زمان پاسخ بدهیم و اگر در این میان متهم مجروح شود، تازه اول دردسر است. اگر روی خودرویی که تحویلمان است، خط بیفتد باید غرامت بدهیم.
کجایش را دیده اید؟!
باور نمی کردم مأموران نیروی انتظامی این همه مشکل داشته باشند. به دنبال آن بودم تا بخش های پنهان دیگری از مشکلات ماموران را منعکس کنم. به یکی از کلانتری ها رفتم و موضوع گزارش را با آنان مطرح کردم اما گفتند که اجازه مصاحبه را ندارند. بنابراین بدون آنکه خودم را معرفی کنم، به سراغ یکی از مامورانی رفتم که با مراجعان جر و بحث می کرد. پس از آنکه مراجعان دست از سر او برداشتند، یک خسته نباشید گفتم و ادامه دادم:خدا به فریادتان برسد، از دست این مردم چه می کشید! با گفتن این جمله، سر درد دل مأمور باز شد و گفت: کجایش را دیده اید؟ ! این ها از آن خوب هایش بودند. مردم فکر می کنند هر اتفاقی که هر جا بیفتد، مأمور نیروی انتظامی باید پاسخگو باشد. زن و شوهر دعوا می کنند، ما باید برویم. یک نفر ماشینش را جلوی پارکینگ دیگری پارک کرده، ما باید برویم. یک نفر ساعت10 صبح آشغال را سر کوچه گذاشته ما باید برویم. خلاصه اینکه برای هر مساله ناچیزی باید مأمور نیروی انتظامی اعزام شود. در حالی که اگر مردم، بیشتر بیندیشند و کمی به خودشان زحمت بدهند، بسیاری از این مسائل را می توانند بین خودشان حل کنند.
ماهانه یک میلیون تومان؟ سلامش را برسانید!
این مامور نیروی انتظامی شیفت کاری اش را 12 ساعت کار و 4 ساعت استراحت اعلام کرد و گفت: اسمش را استراحت گذاشته ایم! به خاطر این که دخل و خرج زندگی ام جور شود، یک پراید قسطی خریده ام و ساعت های استراحت را در آژانس تاکسی تلفنی کار می کنم. دیدن روی زن و فرزندم به رؤیا تبدیل شده است. صبح که به سر کار می روم آن ها خواب هستند و شب هم که به خانه برمی گردم خواب هستند.من که از صحبتهای او متعجب شده بودم، گفتم: فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده که شما ماهانه حداقل یک میلیون تومان حقوق می گیرید، چگونه این مبلغ پاسخگوی هزینه های زندگی تان نیست؟ مأمور نیروی انتظامی پاسخ داد: یک میلیون تومان کدام است؟ در سراسر نیروی انتظامی، یک مامور با درجه پایین تر از سروان پیدا نمی کنید که یک میلیون تومان حقوق بگیرد.
همه ما کار دوم داریم. اگر به بانک ها، بیمارستان ها، ایستگاه های مترو و سایر ادارات سری بزنید، مأمورانی را می بینید که آنجا ایستاده اند. این افراد با هماهنگی یگان مربوطه شان، ماهانه 200 تا 400 هزار تومان می گیرند. البته اکنون برای به دست آوردن شغل دوم هم باید در نوبت بمانیم.
... به گوش مردم نمی رسد
این مامور با انتقاد از اینکه زحمات مأموران نیروی انتظامی برای مردم منعکس نمی شود، گفت: این همه مشکلات را تحمل می کنیم اما هیچکدام از آن ها به گوش مردم نمی رسد. در حالی که هر کجا مشکلی پیش بیاید، بلافاصله نام پلیس را می آورند. دائم بحث رشوه گرفتن را مطرح می کنند. چرا چهره مأمور نیروی انتظامی را مخدوش می کنند؟ این مامور نیروی انتظامی با اعلام اینکه عزا و عروسی برای ما فرقی نمی کند، گفت: پرسپولیس با استقلال بازی می کند و یکی از این دو تیم می بازد، ما کتکش را می خوریم. انتخابات می شود و عده ای اغتشاشگر به خیابان ها می آیند، نیروی انتظامی باید کتکش را بخورد. معلمان اعتصاب می کنند، ما باید اعزام شویم. راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن و... ما آماده باش داریم. خلاصه اینکه هر اتفاق خوب یا بدی بیفتد، کار مأموران نیروی انتظامی بیشتر می شود.
خانه به دوشی
وی با اعلام اینکه هم اکنون تعداد بسیاری از مأموران نیروی انتظامی مستأجر هستند، گفت: اگر رشوه می گرفتیم که مستأجر نبودیم. اکنون 4 میلیون تومان پول پیش داده ام و ماهانه 200 هزار تومان اجاره می دهم. اگر رشوه بگیر بودم که حداقل یک خانه داشتم. این مامور نیروی انتظامی با اعلام اینکه همه ساله مقدار ناچیزی تسهیلات به کارکنان ناجا می دهند، گفت: برای بخشی که 200 مامور دارد 4 وام اختصاص می دهند که آن هم به صورت قرعه کشی است و نه براساس نیاز افراد.او با اعلام اینکه مستاجری و نقل و انتقال سالانه، سبب شده تا وسایل خانه اش خراب شود، گفت: از آنجا که وضعیت خانه های اجاره ای مشخص نیست، هنگامی که می خواهیم وسایل بخریم تلاش می کنیم به اندازه ای باشد که هر جا که مستاجر شدیم به مشکل برخورد نکنیم.
چشم ها را باید شست
حالا دیگر نگاه من به پلیس عوض شده است. در خیابان ها که راه می روم و به ماموران نگاه می کنم احترامشان در نظرم چند برابر شده است. هر کس که هنوز جنس دیگری می اندیشد و گمان می کند شاید قسمتی از این مباحث واقعیت ندارد، از این پس هر گاه که با ماموران نیروی انتظامی رو به رو شد، به جای آنکه اتهامی بزند یا فکر بدی از ذهنش بگذرد، کافی است با آنان درد دل کند.
شعار وبلاگ: خدایا به ما پول بده و به مسئولین ما عقل !!!